آزادی

کسی که بتواند آسایش ، روان و آزادی فعالیت را از متربی نگیرد و با این همه او را از انجام بسیاری کارهای بی حاصل باز دارد و به سوی کارهای دشوار بکشاند، چنین کسی می داند که چگونه می توان این قضایای به ظاهر متناقض را با هم سازش داد و اوست که به یکی از رازهای تربیت پی برده است.

به راستی تربیت نمودن یکی از سخت ترین هنرها است. سرگروه می بایست اجازه دهد متربی آزادانه اظهار نظر کند و هرچه دل تنگش میخواهد بگوید اما در عین گوش دادن فعال به سخنان و گفته های او بتواند گفته ها و نظریاتش را به سمت کمال و هدایت سوق دهد.

در مورد نقش آزادی در تربیت ، سخنانی از بزرگان وجود دارد که شاید سرگروه هایی که تا به حال این شیوه را اتخاذ نکرده اند به این امر اهتمام بیشتری داشته باشند. به عنوان مثال شهید بهشتی در این باره چنین می گوید:

«به فرد فرصت اظهار نظر بدهید! بگذارید یک حرف پرت بزند، بگذارید یک استدلال غلط بکند، یک نتیجه غلط بگیرد و حتی تا آنجا که خسارت شکننده ندارد دنبال این نتیجه غلط برود و خودش یک تجربه به دست بیاورد، تجربه های تلخی که این بچه ها خودشان با اعمال حق اختیار به دست می آورند از یک کتاب نصیحت سعدی و فردوسی و لقمان بالاتر است، از یک مجموعه حدیث امامان و پیامبران بالاتر است و حتی می تواند از همه قرآن برای او ارزنده تر باشد. خود قرآن می گوید من کتاب نصیحت و هدایت هستم، برای چه کسی؟ انسان انتخاب گر، تو با این کار زمینه نقش قرآن را از بین می بری… نمی گویم بچه ها تا مرز خطرهای شکننده آزاد بروند، ولی بچه های قالبی، پژمرده ، و در خود فرو رفته و فاقد قدرت و انتخاب آزاد را برای آینده نسازیم. بچه ها آن روزها در حیاط خانه یک بازی می کردند، اما حالا، بچه تکان نخور! این کار را نکن! بچه می شود یک موجود کزکرده ی عقده ای که از هر فرصتی برای انتقام گیزی از محیط ناسازگار استفاده می کند.»

همه بچه ها توان تربیت یافتن را دارند، اگر چه تمام استعدادها را نداشته باشند و تنها در وجود آن ها یک استعداد باشد.

همیشه بی پرده گویی، پرده دری را به همراه دارد، منع ارتکاب جرم را در پی دارد، زندانی کردن فرار را به ارمغان می آورد ، پس باید در راه تعلیم و تربیت راهی خلاف این ها را رفت.

مرحوم ملا حسین کاشانی می گوید: از جمله دقایق هر تعلیم و تربیت این است که معلم دانشجو را تا می تواند تلویحا نه تصریفا با مهربانی نه با سرزنش از بدخویی منع کند، زیرا بی پرده سخن گفتن پرده ی هیبت را می درد و شنونده را بر اقدام به مخالفت ، دلیر و گستاخ میگرداند، و حرص او را به اصرار برمی انگیزاند.

پس عزیزان سرگروه بدانید که می توان با روش آزادی به یک تربیت و خوب و عالی دست یافت.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *