آسیب شناسی سرگروه (عدم هماهنگی با سیاستهای پایگاه)

آسیب شناسی سرگروه

آسیب چهارم:عدم هماهنگی با سیاستهای پایگاه

یکی از آسیب های جدی فعالیتهای گروهی عدم هماهنگی سرگروه با سیاستها و برنامه های پایگاه است.

علل و عوامل:

1) ذهنیت غلط

یکی از عواملِ این عدمِ هماهنگی، کم ارزش تلقی کردن کردن برنامه های پایگاه و مسجد است. ممکن است سرگروه محترم سایر برنامه های مسجد مانند: شامگاه بسیج، مراسمات مذهبی مناسبتها و… را نسبت به فعالیتهای گروهی خویش کم ارزش تر محسوب می کند. وقتی که برای سیاستها و برنامه ها ارزش قائل نشود هنگام تعارض برنامه های گروه با برنامه های پایگاه بطور مسلم برنامه های گروهی خویش را مقدم می کند. در این حالت سرگروه تصور می کند مهمترین کار عالم خلقت را انجام می دهد و دیگر فعالیتها در برابر کار او ارزش کمتری دارند. البته در فرمایشات مقام معظم رهبری به این نکته برمی خوریم که هرکس هرجا هست می بایست کارش را مهمترین کار بداند. مقام معظم رهبری چنین می فرمایند:

ما كه در فلان گوشه ي سازمان مشغول كار هستيم، دايم بايد آن شغل را جدي بگيريم و به آن برسيم؛ آن را همان كار مهمي بدانيم كه به ما محول شده است؛ خودمان را در آن شغل بسازيم؛ نبايد فكر كنيم كه حالا ديگر مثلاً چند سال است كه در فلان شهر مشغول اين كارها هستيم؛ نه، واقعاً چه فرقي مي كند؟ در جبهه به يكي مي گويند سر برانكارد را بگير و مجروحان را ببر؛ به يكي مي گويند آر.پي.جي بزن؛ به  يكي مي گويند برو نگاه كن، هر وقت ديدي كسي مي آيد، ما را خبر كن. بنابراين،  هركسي كاري مي كند. چنانچه هر كدام اين كار را نكردند، جبهه شكست  خواهد خورد. نمي شود ما بگوييم اين هم كار شد كه به دست ما داده اند؛ برو مجروحان را بردار حمل كن! در حقيقت، اهميت حمل مجروح در جاي خود، كمتر از زدن آر.پي.جي كه نيست. در جمهوري اسلامي، هر جا كه قرار گرفته ايد، همان جا را مركز دنيا بدانيد و آگاه باشيد كه همه ي كارها به شما متوجه است.

بيانات در ديدار با مسؤولان سازمان تبليغات اسلامي (5/12/1370)

اما منظور از فرمایش رهبر حکیم و فهیم مان این نیست، که سایر کارها و فعالیتها را کم ارزش بپنداریم. بلکه در عین حال که به کار خود و ارزش آن ایمان داریم، اما ارزش کار و فعالیتهای دیگران را نباید نفی کرد.

2) عدم وجود جلسات مشترک انس

یکی دیگر از عوامل بوجود آمدن این آسیب این است که مسئولین برگزارکننده برنامه های مسجد با یکدیگر ارتباط دوستانه ندارند. چون سرگروهها مسئولیت عمده نیروها را برعهده دارند، نقش مهمی در برگزاری برنامه های مسجد خواهند داشت. اگر آنها نسبت به حضور در یک برنامه کم رغبتی از خود نشان دهند مطمئناً در نیروها بسیار مؤثر خواهد بود و همه می دانند که در بسیاری از موارد علت این بی رغبتی ها، عدم وجود صمیمیت بین سرگروه و  مسئول برگزار کننده مراسم است. فعالیتهای تشکیلاتی هر قدر هم برنامه ریزی و نظم داشته باشد در نهایت باز محتاج صمیمیت و رفاقت اعضای آن است.

وقتی تشکیلات بدون صمیمیت باشد هماهنگی ها قطعاً کمتر خواهد شد. چون کدورت ها، بدگمانی ها، خطاهای کوچک که در چشمها بزرگ شده و…. خواه ناخواه در تشکیلات بوجود می آید و همین ها باعث می شوند در روند کار خلل بوجود بیاید. چه تعداد از پایگاههای بسیج و مساجد خوب و فعال را سراغ داریم که -فقط به خاطر بدبینی مسئولین نسبت به یکدیگر- به حالت نیمه مرده درآمده اند؟!؟

این بدبینی ها، سوءتفاهم ها و سایر مشکلات به دلیل بی تفاوتی نسبت به «اصل صمیمیت و رفاقت در مجموعه»  بوجود می آیند.

3) عدم وجود جلسات مشترک کاری

یکی دیگر از عوامل عدم هماهنگی این است که سرگروه پی به اهمیت سایر فعالیتها نبرده است. وقتی سرگروه از سیاست گذاریهای کلان و برنامه های مهم مسجد بی اطلاع باشد نتیجه این می شود که در اجرای برنامه ها دچار اختلال می شوند.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *