ابعاد تکبر

ابعاد تکبر:

1) از حیث معنوی؛ خود را بالاتر از سایر سرگروهها می بیند، گاهی این بالاتر دیدن ریشه اش «وهم و خیال» است و گاهی یک منشاء حقیقی دارد. مثلاً صدای خوبی دارد و در مراسمات مسجد دعا و مناجات یا روضه و نوحه می خواند و مستمعین هم گاهی حال خوبی پیدا می کنند و اشک می ریزند.

یا مثلاً در جلساتی که با اعضای گروهش گرفته بر اثر بیان مباحث معنوی، اعضای گروهش تحت تاثیر قرار گرفته و گریه کرده اند ولی ایشان تا بحال ندیده که در جلسات سایرگروهها اعضای آن گریه کنند؛ به همین جهت در خود احساس معنویت فوق العاده ای می کند و گاهی در عالم خیال، خود را با بزرگان اخلاقی مقایسه می کند، که با گفتارشان چطور دیگران را تحت تاثیر قرار می دادند. در این میان گاهی اعضای گروه این توهم را برای سرگروه ایجاد می کنند و تاثیر شخصیت و سخنان سرگروه را بطور مبالغه آمیز برایش نقل می کنند و بر شدت آن می افزایند.

2) از حیث مدیریت گروه و نحوه اداره آن، خود را از دیگران برتر و بهتر ببیند ودائماً این برتری را در جلساتی که با حضور سایر سرگروهها تشکیل می شود، با روشهای مختلف به دیگران متذکر می شود. مثلاً اگر تعداد اعضای گروهش بیشتر از گروه دیگری است، هنگام گزارش دادن در جلسات سعی می کند، این قسمت را پر رنگ تر جلوه دهد و با آب و تاب بیشتری بیان کند.   

3) در میزان آگاهیهای دینی؛ خود را بالاتر از دیگران می بیند و در نشست های مختلف – بخصوص وقتی سایر سرگروه ها حضور دارند – سعی می کند موضوع بحث را طوری تنظیم نماید، که بتواند به اظهار فضل بپردازد. گاهی از دیگران سوالی می کند که می داند از پاسخش عاجزند و خود شروع می کند به پاسخ دادن به آن سوال. تعداد کتابهایی را که مطالعه کرده، به دیگران گوشزد می کند. اگر در مسائل اجرایی و گروه داری از او انتقادی شود، فورا دست به قیاس می زند و میزان مطالعه خود را با سرگروهی که از او تمجید شده مقایسه می کند.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *