الگوی شجاعت

خلیفه عباسی قصد شکار داشت، به اطرافیان خود دستور داد که آماده رفتن به شکار باشند.
در مسیر رفتن، بچه ها با هم بازی می کردند.
وقتی دیدند خلیفه عباسی با سربازان و لشگریانش می آیند، از ترس آنها به گوشه و کنار دویدند و مخفی شدند…

همه تعجب کردند و دیدند که یک پسر نُه ساله ایستاده و فرار نکرده، خلیفه که کلی غرور داشت و تعجب کرده بود. اسبش را به سمت پسر نُه سال راند و نگاهی به او کرد و گفت: پسر جان مگر مرا نمی شناسی؟
پسر نُه ساله گفت: چرا تو مأمون، خلیفه عباسی هستی…
مأمون گفت: حالا که مر ا می شناسی پس چرا اینجا ایستاده ای و مثل هم‌بازی هایت فرار نکردی؟
پسر: آنها از تو می ترسند و پا به فرار گذاشتند، کسی که اشتباه و خطایی نداشته باشد، نه می ترسد و نه فرار
می کند.
ثانیاً راه باز است و من مزاحم شما و همراهانتان نیستم، می توانید رد بشوید. مأمون با خود گفت عجب بچه نترس و شجاعی، چه حرف های خوب و شجاعانه ای می گوید.
اسمش را پرسید: پسر نُه ساله گفت: محمّد فرزند علی بن موسی (علیهم‌السّلام).
مأمون عباسی گفت: عجب، تو پسر امام رضا (علیه‌السّلام) هستی؟ این را گفت و رفت به شکار.
آن روز مأمون شکاری آن‌چنانی به دست نیاورده بود، فقط یک ماهی کوچک توسط پرنده شکاری، در مسیر بازگشت دوباره از مسیر قبلی عبور کردند. بازهم بچه ها با دیدن مأمون و لشگریان فرار کردند و مخفی شدند جز پسر نُه ساله. مأمون خواست او را امتحان کند که آیا او واقعاً پسر امام است؟ مأمون شکارش را در دست گرفت و پرسید اگر گفتی در دست من چه چیزی است؟ پسر نُه سال فرمود: پرنده شکاری تو یکی از آفریده های کوچک خدارا شکار کرد تا خلیفه فرزند رسول خدا را امتحان کند. و مأمون که خیلی تعجب کرده بود گفت: احسنت، مرحبا!
حقیقتاً که فرزند امام و نوه رسول خدا (ص) هستی.
 (اثبات الهداه، ج6، ص201)
بچه ها ی زرنگ برای اینکه بدانیم این پسر نُه سال کدام امام بوده اند؟ به این سؤال‌ها جواب بدهید.
1. به معنای فقیر و نیازمند: (محتاج)
2. کشتی جنگی را گویند: (ناو)
3. پایین نیست: (بالا)
4. ماه پنجم سال: (مرداد)
رمز: حرف آخر جواب‌ها می شود (جواد). بله بچه ها آن پسر نُه ساله شجاع امام جواد (ع) بود. جواد (یعنی بسیار بخشنده)
امام رضا (ع) در مورد فرزند خود امام جواد (ع) می فرمایند: «این نوزادی است که مولودی برای شیعیان ما پربرکت‌تر از او، به دنیا نیامده است». (کافی، ج6، ص36)
توضیح حدیث: یکی از یاران امام رضا (ع) می گوید، در مکه به محضر امام رضا (ع) شرفیاب شدم، دیدم آن حضرت پوست میوه موز را جدا می‌‌کند و موز را به حضرت جواد (ع) (که در آن هنگام کودک بود) می خوراند. عرض کردم (این همان نوزاد مبارک است؟) فرمود: این همان مولودی است که در اسلام پر برکت‌تر از او برای شیعیانمان، متولد نشده است.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *