تقلید و تبعیت کورکورانه 3

آسیب ششم: تقلید و تبعیت کورکورانه

عوامل:

    2) افراط در مشاوره

بر هیچ کس پوشیده نیست که «مشاوره فردی» یکی از مهمترین و موثرترین ابزارها جهت رشد اعضای گروه می باشد. اما چنانچه اعضای گروه در بکارگیری این ابزار افراط نمایند، طبیعتاً برخی مشکلات و سوالات به نتیجه می رسد، اما مشکل دیگری متولد می شود. البته معمولا وقتی افراط در مشاوره صورت می گیرد که فرهنگ مشاوره خصوصی برای اعضای گروه تبیین نشده باشد. فرهنگ مشاوره یعنی بایدها و نبایدهای مشاوره. سرگروه نباید فقط اهمیت، ضرورت و کاربردهای مشاوره را تبلیغ و ترویج نماید بلکه قوانین و مقررات و ملاک های یک جلسه مشاوره را نیز بیان نماید. متأسفانه برخی از اعضای گروه تصورشان از مشاوره این است که تمام مسائل و مشکلات را برای سرگروه بیان کنند و سرگروه هم ارائه طریق نماید بدون اینکه برای خود نقشی قائل شوند و به قول معروف «ریش و قیچی را به دستش می دهند.» وقتی این موضوع چندبار برای عضو گروه تکرار شود، کم کم قدرت تصمیم گیری در وی مختل می گردد و احساس می کند در تمام مسائل -حتی کوچک ترین و جزیی ترین آنها- نیاز به مشورت دارد. در اینجا منظور از افراط در مشاوره هم افراط در کمیت مشاوره است هم در کیفیت آن.

ابعاد

تبعیت در اندیشه

برخی از اعضای گروه در حوزه تفکر و اندیشه بسیار به سرگروه خویش وابسته می شوند. به این معنا که تمام تفکراتی که از زبان و قلم این فرد جاری می شود جزو باورهای آنان قرار می گیرد بدون اینکه آن اندیشه را مورد نقد و ارزیابی قرار دهد. اگر چنانچه حرف حقی را از کسی بشنوند تا مورد تأیید سرگروه قرار نگیرد، آن را نمی پذیرند. در یک کلام معیار تشخیص سره از ناسره سرگروه می باشد.

تبعیت در رفتار

یکی دیگر از ابعادی که مورد تقلید کورکورانه واقع می شود، بعد رفتاری سرگروه است. دیده شده است که کارها و رفتارهای سرگروه بدون بصیرت و آگاهی از سوی اعضای گروه تقلید می شود

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *