روش‌های بیان قصه (3)

يكي از اجزایي كه تقريباً در همه داستان‌ها و حكايت‌ها وجود دارد، گفتگو ميان شخصيت‌هاي داستان است.

درباره گفتگو سه نكته را بايد رعايت كرد:…

1. كوتاه باشد؛

اگر طولاني باشد مخاطب را خسته مي‌كند و قصه را از قصه بودن خارج و تبديل به يك متن يا خطابه مي‌كند.

2. متناسب با حركت كلي قصه باشد؛

هر چند در زندگي طبيعي در شبانه‌روز درباره موضوعات مختلف سخن مي‌گویيم…و قصه بازتاب همين وقايعي است كه بر ما مي‌گذرد، نبايد سخن‌ها و موضوعاتي كه ربطي به جريان قصه ندارد در گفتگوها بيايد مثلاً اگر قصه درباره تعامل معلم و شاگردان است، با اين حال گفتگوهايي كه بين همسر معلم و اقوامش درباره قيمت‌ها و وصلت‌ها و… رخ مي‌دهد نبايد بيايد. البته بايد توجه داشت كه بعضي گفتگوها ترسيم‌كننده فضاي داستان و فضاي حادثه‌اي است كه در آن لحظه رخ مي‌دهد؛ مثلاً در مورد مذكور، شاگرد مي‌گويد كه درباره وقايع روز گذشته صحبت مي‌كرديم و چه و چه مي‌گفتيم كه ناگهان معلم سر رسيد يا مطلع شديم كه چه و چه شد… .
3. مخالف موازين اخلاقي نباشد.
مثلاً اگر مي‌خواهيم خشم و بداخلاقي كسي را ترسيم كنيم لازم نيست از فحش‌هاي ركيك و زننده استفاده كنيم. اين كار فضاي داستان را مسموم مي‌كند و اي بسا بدآموزي هم داشته باشد.
4. روايت
ممكن است در داخل قصه، قصه يا خاطره‌اي ديگر بيان شود كه به آن روايت مي‌گويند.
5. حادثه:
اعمال يا جرياناتي است كه در قصه توسط شخصيت‌ها اتفاق مي‌افتد. همچنين ساير اتفاقات مورد توجه در داستان.
اقسام حادثه:
برخي حوادث به وسيله شخصيت‌هاي داستان واقع مي‌شود (انساني، غير طبيعي).
برخي حوادث، حوادث طبيعي است كه رخ مي‌دهد، مانند: آب، باد، طوفان، نسيم، طلوع خورشيد و… (طبيعي).

6. بحران
لحظاتي قبل از وقوع حادثه است كه توأم با هيجان، ترس، انتظار، اميد و… مي‌باشد. مثلاً حادثه روبه‌رو شدن دو شخصيت از داستان هست. لحظات قبل از رويارويي لحظات بحران است حالات روحي و كارهايي كه شخصيت انجام مي‌دهد در فضايي كه بر او حاكم است و… مثلاً مجرمي را به سوي قاضي مي‌برند، مجرم انواع برخوردهايي كه قاضي با او خواهد داشت در ذهن مرور مي‌كند و… .
اگر در داستان، بحران ايجاد نكينم، داستان سرد و بي‌روح و خشك مي‌شود.

7. كشمكش
تبادل حادثه بين دو يا چند قهرمان. مثلاً داستاني است درباره راننده و مسافرش، در اينجا گاهي خواننده را به سوي راننده و افكار و خيالات او مي‌كشانيم و گاهي به سوي مسافر و آنچه در درون او مي‌گذرد يا گاهي در داستان به اردوگاه دشمن رفتن و گاهي از اردوگاه خودي‌ها خبر دادن و… .

8. اوج
نقطه باز شدن گره‌هاي داستان مثل پيدا شدن گمشده، معلوم شدن عامل جنايت، يافتن پاسخ و… .
(برگرفته از روش‌های قصه‌گویی استاد راستگو)

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *