«مسئولیت پذیری»

یکی از ویژگی هایی که باید با خود همراه کنی«مسئولیت پذیری» است. داشتن این عامل برای سرگروه های شجره طیبه صالحین بسیار مهم است، نکند شخصی که قدم در راه تربیت گذاشته است به دلیل نداشتن حس مسئولیت پذیری شانه خالی کند و به قول معروف جاده را دور بزند.

انسان اشرف مخلوقات و خلیفه خدا بر روی زمین می باشد اما دستیابی به این مقام، به سادگی میسر نمی باشد بلکه تلاش و ممارست بسیاری را می طلبد. انسان مختار، در این دنیا که به سان گذرگاهی است، در میان دوراه قرار دارد که یکی به اسفل السافلین و دیگری به اعلی علیین ختم میشود. یکی او را به شقاوت و بدبختی و دیگری به سعادت و کمال می رساند.

هدف از آفرینش انسان این است که با انتخاب راه صحیح و طی کردن صراط مستقیم به مقام قرب الهی نائل شود و این میسر نیست مگر این که به دعوت حق لبیک گوید و با بهره گیری از تعالیم روشنگر وحی، نیک و بد را باز شناخته و پس از آشنایی با وظائف و مسئولیتهای خویش در عمل به آن کمر همت بند.

خداوند متعال در آیه 2 سوره انفال میفرماید:«مومنان تنها کسانی هستند که هروقت نام خدا برده شود، دل های آنها به خاطر احساس مسئولیت در پیشگاهش ترسان می گردد.»یکی از حالات مومن همین حس مسئولیت پذیری است و اصلا به دلیل همان از خداوند خوف دارند.

زیر بنای مسئولیت پذیری

  1. مسئولیت پذیری زمانی تحقق می پذیرد که رسالت و تکلیفی در کار باشد، یعنی انسان، قبلا کارهایی را با اراده و اختیار خویش پذیرفته باشد و سپس مسئولیت انجام آن را به عهده گیرد، نه کارهایی که تحت تاثیر جاذبه میل ها و دافعه خوف ها انجام می دهد.
  2. مسئولیت در جایی اعتبار می شود که فرد، دارای قدرت تمیز و ادراک باشد؛ لذا انسان ناآگاهی که دارای قدرت درک و فهم نباشد را نمیتوان ملزم به انجام کاری کرد و به او مسئولیتی را سپرد.
  3. زمانی می توان فرد را در مقابل وظیفه ای که داشته است مورد بازخواست قرار داد که آن فرد، قبلا مسئولیت خود را شناخته باشد و این مستلزم رسایی پیام و دریافت آن توسط فرد مکلف می باشد.
  4. تکلیف کردن متوقف بر قدرت انجام وظیفه از سوی فرد مکلف است لذا فرد ناتوان هر چند که آگاه باشد به دلیل این که کار از حوزه عمل و قدرت او خارج است، مسئول نخواهد بود.
  5. زمانی می توان فرد را مسئول دانست که او با اختیار و اراده خود، انجام یا ترک کاری را به عهده گرفته باشد نه این که مجبور به این کار شده باشد.
  6. بدون شروط بالا مسئولیت دادن به کسی و باز خواست کردن از او معنایی ندارد و این مقدمات، از شرایط اساسی مسئولیت پذیری می باشد.

اهمیت مسئولیت پذیری در آیات و روایات

نظام حقوقی اسلام نظامی تکلیف گراست ؛ به عنوان مثال در متون دینی وقتی صحبت از حق انسان ها می شود بحث از حقوقی است که انسان های دیگر بر ما دارند و به عبارت دیگر مسئولیتی که ما در قبال دیگران داریم. چون این حقوق طرفینی است ما نیز این حقوق را بر عهده دیگران داریم، اما به دلیل همان بعد سازندگی و تربیت و هدایت که دین اسلام برای خود، قائل است در بیان به جنبه تکلیف و وظیفه و مسئولیت، توجه بیشتری می کند ؛ لذا امام سجاد(علیه السلام) می فرمایند:«بدان که خدای عزوجل را بر تو حقوقی است که در هر جنبشی که از تو سر می زند و هر آرامشی که داشته باشی و یا در هر حالی که باشی یا در هر منزلی که فرود آیی یا در هر عضوی که بگردانی یا در هر ابزاری که در آن تصرف کنی، آن حقوق اطراف تو را فراگرفته است.بزرگترین حق خدای تبارک و تعالی همان است که برای خویش بر تو وارد کرده است؛ همان حقی که ریشه همه حقوق است.»کتاب خصال نوشته شیخ صدوق/ ص 674

امام سجاد (علیه السلام) نمی فرماید تو بر گردن دیگران حقی داری که آنها باید در مورد تو رعایت کنند بلکه می فرماید؛ حقوقی تو را احاطه کرده؛ یعنی حقوقی که دیگران بر گردن تو دارند و تو باید از عهده آنها برآیی. همان طور که دیدیم اسلام دینی تکلیف گراست و اصولا دینداری بدون مسئولیت پذیری و تعهد معنایی ندارد.

مسئولیت پذیری از چنان اهمیتی برخوردار است که در بسیاری از تفاسیر از امانت الهی ، به همان تعهد و قبول مسئولیت یاد شده است و علت این که این امانت عظیم به انسان سپرده شد این بود که او این قابلیت را داشت و می توانست ولایت الهی را پذیرا گردد؛ یعنی در جاده عبودیت و کمال به سوی معبود لایزال سیر کند.

«ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم آن ها از حمل آن ابا کردند و از آن هراس داشتند اما انسان، آن را بر دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود» احزاب/ ص 33

مسئولیت پذیری در لسان روایات نیز همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. امام علی(علیه السلام)آن چنان خود را در پیشگاه خدا مسئول می داند که حتی درباره آنچه می گوید وجود خویش را ضامن قرار داده و می فرماید: «عهده ام در گرو درستی سخنم قرار دارد و نسبت به آن ضامن و پایبندم»(نهج البلاغه/ ص 72)

و همین احساس مسئولیت بود که ایشان را به قبول خلافت وادار کرد چنان که می فرمایند:«هان به خدایی که دانه را شکافت و انسان را به وجود دارد اگر حضور حاضر و تمام بودن حجت بر من به خاطر وجود یاور نبود و اگر نبود عهدی که خداوند از دانشمندان گرفته که در برابر شکمبارگی هیچ ستمگر و گرسنگی هیچ مظلومی سکوت ننماید دهنه شتر خلافت را بر کوهانش می انداختم و پایان خلافت را با پیمانه خالی اولش سیراب می کردم آن وقت می دیدید که ارزش دنیای شما نزد من از اخلاط دماغ بز کمتر است» نهج البلاغه / ص 61 

ضرورت مسئولیت پذیری

با نظر به مطالبی که گفته شد این سوال پیش پیش می آید که پاسخگو بودن در برابر یک مرجع چه ضرورتی دارد؟ و اگر انسان مسئولیتی را نمی پذیرفت چه اتفاقی می افتاد؟

همانطور که می دانیم آفرینش انسان و جهان هدفدار بوده است و هدف از آفرینش انسان عبادت و بندگی خداوند می باشد. خداوند در قرآن کریم میفرماید:«جن و انس را نیافریدیم جز اینکه مرا عبادت کنند» ذاریات / آیه 56

خداوند متعال راه رسیدن به قرب الهی و طریقه عبادت و بندگی خود را به صورت برنامه هایی به رسول خویش ابلاغ کرده است و پس از پیامبر، اوصیاء او وظیفه آموزش معارف دین را برعهده دارند. در این میان ما مسلمانان که به این دعوت لبیک گفته ایم وظایف و مسئولیت هایی پیدا می کنیم که عمل به آنها ما را به کمال انسانی خویش نزدیک می سازد.

بزرگترین مسئولیت انسان در برابر نعمت هدایت و ولایت می باشد؛ چرا که بدون تشریع دین و هدایت انسان ، تمامی راه ها به سوی کمال و سعادت او مسدود می شد.

امام رضا(علیه السلام) می فرمایند:«همانا اولین چیزی که در روز قیامت از بنده سوال می شود؛ شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر و دوستی علی بن ابیطالب(علیه السلام) است.»

 لذا اگر ما در مقابل این نعمت های ارزشمند که خداوند برای هدایت بشر به او ارزانی داشته است احساس مسئولیت نکنیم حیاتی پوچ و بی هدف داشته هرگز به مقام والای انسانیت نائل نمیشویم و این جاست که ضرورت مسئولیت پذیری در برابر خداوند متعال مشخص می شود.

مسئولیت حقیقی در مقابل خداست.

همان طور که در بحث های قبلی اشاره کردیم؛ دو واژه حق و مسئولیت با یکدیگر ملازم هستند؛ لذا هر کجا سخن از حق می شود متقابلا و غیر مستقیم ، به مسئولیت و تکلیف در قبال آن حق نیز اشاره شده است.

بر اساس بینش دینی ما می توانیم برهان اقامه کنیم که چون همه هستی از آن خدای متعال است و او مالک همه چیز است، هر کجا حقی باشد، اصالتا از آن خداست و هیچ حقی برای کسی به خودی خود ثابت نمی شود؛ مگر این که خداوند، آن حق را به آن موجود عطا کرده باشد. لذا خداوند حق تصرف در هر موجودی را خواهد داشت و از آن طرف هیچ موجودی، حقی بر خداوند و سایر موجودات ندارد؛ چون هیچ گونه مالکیت و خالقیتی نسبت به آن ندارد. پس نتیجه می گیریم که مسئولیت واقعی ما در مقابل خداوند است.

در اثبات این که مسئولیت حقیقی در مقابل خداوند است دلایل نقلی بسیاری وجود دارد که ما در این جا تنها به روایتی از امیرالمومنین علی(علیه السلام) اشاره میکنیم که می فرمایند:«و اگر کسی را بر دیگری حقی ثابت است و آن کس را بر وی حقی نباشد این حق فقط برای خدای سبحان است نه غیر او؛ به خاطر احاطه قدرتش بر بندگان و عدالتش در تمام آنچه که فرمانش در آن جاریست ولی حقش را بر بندگان چنین مقرر فرمود که او را بندگی کنند و مزد عبادت را بر عهده خود، برای بندگان ، چند برابر قرار داد به علت تفضل و کرمی که دارد و افزون دهی که شایسته و اهل آن است.»

حالا که با مسئولیت پذیری و ابعاد آن آشنا شدی، درب کوله ات را باز کن و آن را با خود همراه کن. البته حتما این ویژگی را با خود داری که سرگروه شده ای قصد ما این است که عزم تو را قوی تر کنیم. خدا یار و همراهت باشد.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *