تکبر(2)

نشانه‌های تکبر
جدال و مراء:

یکی از نشانه‌های متکبرین در فرمایش امام صادق (ع) جدال کردن و مراء است. در فراز سوم حدیث فرمودند: «ان تترک المراء و آن کنت محقا».


جدال و مراء در بسیاری از موارد در معنای یکسان به کار می‌روند که آن عبارت است از: پیکار لفظی و ستیزه در کلام، برای چیره شدن بر طرف مقابل و ساکت کردن او. گاهی انسان برای تفهیم موضوعی اعتقادی یا اجتماعی و… با دیگری بحث می‌کند، نه برای اثبات شخص خود؛ مانند سرگروهی که برای روشن شدن موضوعی اعتقادی یا اجتماعی یا با یکی از اعضا به بحث می‌نشیند. واضح است در چنین حالتی، تکبر وجود ندارد. علامت مراء و جدال آن است که اگر حرف حق از زبان طرف مقابل بیان شود؛ وی ناراحت می‌شود و دوست دارد آنچه خود می‌گوید صحیح و مقبول باشد. یکی از عوامل به‌وجود آمدن روحیه مجادله، علم است، به این معنا که چون سرگروه در برخی از موضوعات مطالعاتی دارد تصور می‌کند که هیچ مطلبی نیست که او نداند. بنابراین اگر یکی از اعضای گروه حرف حق و صحیحی بزند، سعی می‌کند به آن ایراد و اشکال وارد کند، چون این حرف صحیح از زبان خودش صادر نشده است و دیگری آن را گفته است.

امام حسین (ع) در روایتی تمام حالت‌های مجادله را بیان می‌کنند و سپس نتیجه هر کدام را بیان می‌کنند به این حدیث توجه کنید:
«المراء ﻻ يخلو من أربعه أوجه: إمّا آن تتمارى أنت وصاحبك فيما تعلمان فقد تركتما بذلك النصيحه وطلبتما الفضيحه وأضعتما ذلك العلم. أو تجهلانه فأظهرتما جهلاً وخاصمتما جهلاً. أو تعمله أنت فظلمت صاحبك بطلبك عثرته. أو يعلمه صاحبك فتركت حرمته ولم تنزله منزلته. وهذا كلّه محال، فمن أنصف وقبل الحقّ وترك المماراه فقد أوثق إيمانه، وأحسن صحبه دينه، وصان عقله». (الحدیث/ج1/ص165)
بحث و گفتگوهایی که به مراء و خصومت منتهی می‌شود از چهار صورت خارج نیست:
الف) یا تو و طرف گفتگویت به حقیقت مورد بحث، عالم و آگاهید با این حال با یکدیگر جدل می‌کنید. در این صورت شماها با بحث و مجادله، دوستی خود را ترک گفته‌اید، خواستار رسوایی شده اید و به علم خود اعتنا نکرده و آن را خوار شمرده اید.
ب) یا آنکه تو و طرف مقابلت از موضوع مورد بحث چیزی نمی‌دانید و هر دو از آن ناآگاه و بی اطلاعید، در این صورت شماها با بحث و جدل، نادانی خود را آشکار می‌سازید و روی جهل، با یکدیگر مخاصمه می‌کنید.
ج) یا آنکه تو مطلب مورد بحث را می دانی و طرف مقابلت نمی‌داند؛ در این صورت با ادامه بحث، به رفیق خود ستم روا می‌داری، زیرا می‌خواهی لغزش او را آشکارسازی و با سخنان خود، وی را خجلت زده و شرمسار نمایی.
د) یا آنکه طرف بحثت مطلب را می‌داند و صحیح می‌گوید و تو نمی‌پذیری. در این صورت حرمت او را رعایت نکرده‌ای و به قدر و منزلتش در سخن حقی که می‌گوید ارج ننهاده‌ای، و در هر چهار صورت، جدال و بحث، خصومت‌انگیز، فاسد و باطل است و افراد بافضیلت هرگز مرتکب آن نمی‌شوند.
یکی از جاهایی که روحیه مجادله طلبی سرگروه مشخص می‌شود در جایی است که یکی از اعضاء در حضور ما یک سؤال اعتقادی یا فقهی از سرگروه دیگری بپرسد و آن سرگروه پاسخ کامل و خوبی بدهد؛ در اینجا اگر ما ناراحت شدیم از اینکه چرا از ما نپرسید و برای اظهار فضل خود، به حرف آن سرگروه، حرف دیگری اضافه کنیم و بگوییم این را که ما گفتیم جواب کامل و صحیحی بود، نه آنکه او گفت.
یکی دیگر از جاهایی که محل ظهور این روحیه است، جایی است که حرف حقّی توسط یکی از اعضا گروه زده می‌شود و ما بی‌جهت و بدون استدلال‌های عقلی در‌صدد تکذیب آن بر‌می‌آییم. منبع: آسیب‌شناسی فعالیت‌های گروهی. میثم محسنی ص 46
 تمایل به تعریف و تمجید دیگران:
یکی ازنشانه‌های اهل کبر این است که دوست دارند از آنها به عنوان انسان‌های باتقوا و مهذب یاد شود؛ نام آنها به این عناوین روی زبان‌ها باشد. رفتار و گفتار دیگران در خود بزرگ‌بینی افراد بسیار مؤثر است؛ زیرا متکبر خود را به خودی خود بزرگ می‌بیند و هرچه که در اثبات و تقویت این حالت مؤثر است را دوست دارد و مثلاً با خود می‌گوید کدامیک از این‌ سرگروه‌ها به‌اندازه من به نمازهای نافله اهمیت می‌دهند؟ کدامشان بیشتر از من سجده‌ها را طول می‌دهد؟ حالا این تصوری که از عبادت خود به ‌دست آورده، وقتی به‌ وسیله یکی از مسئولین مسجد تأیید و تقویت شود، مطمئناً وی بیشتر خوشحال و راضی می‌شود؛ مثلاً وقتی سر از سجده شکر بر می‌دارد دوست دارد یکی از اعضای گروهش – در حالی که به چشمان خیس از اشکش نگاه می‌کند- به او التماس دعا بگوید. او دوست دارد روند این خود بزرگ‌بینی صعودی باشد؛ یعنی هر روز در نظر دیگران بزرگ‌تر و بهتر از روز قبل باشد.
یکی از نزدیکان امام خمینی (ره) نقل می‌کردند که بعد از فوت مرحوم آیت‌الله بروجردی با یکی از دوستان اهل علم خدمت امام رسیدیم و پیشنهاد چاپ رساله علمیشان را مطرح کردیم، که امام در مقابل پیشنهاد و اصرارهای مکرر ما جواب منفی دادند و اجازه چاپ رساله ندادند، تا اینکه دوستم جمله‌ای را در وصف حضرت امام گفت، که به نظر قدری غلو می‌آمد. در این لحظه امام پرخاش کردند و فرمودند: اینها چیست که درباره من می‌گویید؟ من این نیستم که شما می‌گویید؟!! (برداشتهایی از سیره امام خمینی/ج3/ص232)
البته علمای اخلاق برای متکبر نشانه‌های دیگری مانند: عدم تمایل به همنشینی با فقرا، عدم تمایل به خریدهای روزانه منزل مثل خرید نان و سبزی و… هم ذکر کرده‌اند، که از ذکر توضیحات پیرامون آن پرهیز می‌شود. 

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *