آسیب‌شناسی کار فرهنگی تربیتی (2)

آسیب سوم؛ منوط دانستن کار تربیتی به پول و امکانات
شرح مسئله: به گمان بعضی از افراد، بدون پول و امکانات، جریان صالحین در مساجد محتوم به شکست خواهد و کار کردن با دست خالی و بدون حمایت مسئولان حتی در مخیله این افراد نیز نمی‌‌گنجد.
پاسخ اقناعی:
اولاً: در این خصوص تجربه ثابت کرده است که در مساجد مدل موفق صالحین کشور، هیچ‌گاه پول و امکانات حرف اوّل را نزده است؛ بلکه در این مساجد، پیشرفت کلی جریان کار، بیش از همه مرهون ایثار، مجاهدت و دلسوزی جوانان پرشور، مؤمن و انقلابی بوده است.
ثانیاً: برای انجام این کار مهم، ما نیز معتقدیم که در مقابل بودجه‌‌های کنگره آمریکا در مقابله با اسلام، نباید به صورت قطره‌چکانی و کمیته امدادی از فعالیت‌‌های فرهنگی تربیتی جامعه حمایت کرد، امّا فرض را بر این بگذارید که یک سال بودجه‌‌های فرهنگی کشور قطع شود، آیا در این صورت شما حاضرید مساجد را تعطیل کنید و کار فرهنگی نکنید؟

البته حقیقت امر آن است که مسئله بودجه، برای انجام کار فرهنگی، مسئله بسیار مهمی است، تسهیل‌‌کننده و تسریع‌‌کننده امور است، امّا اگر پول نبود، نباید کار را متوقف کنیم؛ بلکه مهم در این خصوص این است که ما بتوانیم با این کار، باری از دوش نظام برداریم، آن هم به صورت خودجوش و خودکفا، نه آنکه خدای ناکرده، باری بر روی دوش نظام باشیم.
بنابراین، هنر مربی در جریان صالحین آن است که بتواند در مدت زمانی کوتاه، مجموعه را به لحاظ نیازهای مادی خودکفا نماید، تا حدودی به استقلال برساند و بتواند صرف نظر از کمک‌ها و حمایت‌‌های برون‌تشکلّی قادر به ادامه حیات فرهنگی و تربیتی مؤثر و مفید در تشکل متبوعش باشد.
آسیب چهارم؛ استفاده از سخنران و معلّم به جای مربی و سرگروه
شرح مسئله: برخی می‌‌پرسند که هزینه حق‌التدریس سخنران، مبلّغ و مدرس دعوت‌شده به حلقه‌ها را چه کسی می‌‌پردازد؟! ایاب و ذهابشان با کیست؟! آیا می‌‌توان اگر در مسجدی مربی نبود، از سایر مساجد سطح شهر برای این کار مربی میهمان دعوت کرد؟! و پرسش‌هایی از این دست.
توضیحات لازم: آنچه در پاسخ به این قبیل سؤالات و پرسش‌ها، لازم به یادآوری است، این است که حلقه صالحین، سرگروه و مربی دارد، نه آموزگار و معلم و نه سخنران و مبلغ؛ زیرا آموزگار کارش تدریس و تعلیم است و سخنران و مبلغ نیز کارشان تذکر و پند و اندرز گفتن؛ امّا مربی این‌طور نیست؛ بلکه مربی صالحین در وهله نخست کارش تربیت و پرورش دینی است و در واقع وظیفه اصلی مربی در مسجد، تربیت جوانان و نوجوانان است. حال از آنجا که انسان شدن و رشد و کمال در زندگی انسان بیش از همه، محصول تربیت است و نه محصول تعلیم، آموزش، موعظه و اندرز؛ پس نقش مربی برای این کار به مراتب از نقش معلم و مبلغ بیشتر و اثرگذار‌‌تر است. بر این اساس، در جریان صالحین، قرار است در هر محله و مسجد، یک نفر انسان دلسوز و متعهد که خودش یک قدم به سعادت و کمال از دیگران نزدیک‌تر است با کمک متولیان امر و با حمایت و جهت‌دهی مسئولان صالحین حوزه و ناحیه، ابتدا توان تربیتی دینی خود را افزایش داده و سپس به عنوان سرگروه حلقه تربیتی، پانزده تا بیست نفر از جوانان و نوجوانان محل سکونت خود را به راه درست دعوت نماید که چنین فردی، کسی است که در همان محل سکونت دارد و عضو همان مسجد و پایگاه می‌باشد، نه کسی که با آژانس بیاید، یک جلسه تدریس کند و از آنجا برود. به دیگر سخن آنکه، سرگروه صالحین، کسی است که مثلاً جمعه‌ها صبح با بچه‌‌های گروه‌اش، فوتبال بازی می‌‌کند، با آنها به نماز جمعه می‌‌رود، هر شب در نماز جماعت مغرب و عشا اعضای حلقه تربیتی خود را در مسجد می‌‌بیند و از رفتار و گفتار آنان در زندگی روزمره، شناخت کاملی دارد و می‌تواند در مواقع لازم و ضروری حتی‌الامکان به اصلاح گفتار و رفتار آنان بپردازد؛ پس بنابراین، چنین کسی مربی میهمان از مسجد و محله‌‌ای دیگر و سخنران، مبلغ و آموزگار مدعو نمی‌‌تواند باشد.
به بيان دیگر، اگر در جریان کلی فرایند صالحین، تنها همین اتفاق ارزشمند بیفتد که در هر مسجد محله‌‌ای چند مربی و سرگروه واقعی تربیت شوند، به طور قطع و یقین، در همین مرحله ارزشمند و پرسود، انقلاب اسلامی سال‌‌های متمادی بیمه خواهد شد، چه رسد به اینکه در این راه، هر مربی و سرگروه صالحین بتواند به مرور زمان، پانزده تا بیست نفر را نیز با اسلام آشنا نماید و مسیر سعادت و هدایت را به آنها نشان دهد.
آسیب پنجم؛ فقدان وجود مربی و سرگروه به اندازه نیاز
شرح مسئله: در بعضی مناطق و نواحی کشور، به ویژه مناطق روستایی و حاشیه شهرهای بزرگ، این اشکال مطرح می‌شود که ما به لحاظ تأمین مربی، حتی با لحاظ شرایط حداقلی آن هم در مضیقه و کمبود قرار داریم، با این مشکل چه کار باید بکنیم؟ پاسخ اقناعی: در جواب این پرسش، ابتدا دو مطلب مهم و اساسی را متذکر می‌‌شویم:
ـ اوّل آنکه: مگر تا به حال، با همین اوصاف که گفته شد و با شرایط حداقلی لازم، در بسیاری از مناطق، برخی افراد محور تجمع جوانان و نوجوانان مسجدی نبوده‌اند و نقش محوری را در پایگاه و مسجد محل ایفا نمی‌‌کردند؛ پس بر این اساس، اکنون اگر شرایط موجود در این گونه مناطق را هم شرایط قحط‌الرجالی بدانیم و بگوییم در شهرها افراد توانمند و کارا وجود ندارند، باز هم راه حل این مشکل و مسئله به این است که ما همین افراد محوری موجود را توانمند‌‌تر نمايیم و سطحشان را از این که هست، ارتقا ببخشیم؛ به بيان دیگر در شرایط فعلی، جریان صالحین بیش از همه نیازمند توانمند‌‌سازی کادر فعال موجود در جبهه فرهنگی مقابله با جنگ نرم است؛ چراکه در شرایط کنونی بضاعت ما در این راه همین اندازه است.
ـ نکته دیگری که باید در پاسخ به این سؤال باید گفت، این است که چون در شرایط فعلی، در واقع رمز اصلی موفقیت جریان صالحین در کشور، فراگیر کردن نوعی نگرش تربیتی خاص مبتنی بر انجام کار فرهنگی در مسجد است؛ پس بنابراین حتماً لازم است که همه ما در این زمینه به کادر‌‌سازی برای انجام این مهم، در آینده بپردازیم؛ به عنوان مثال، این عیب بزرگی است که مثلاً یک برادر روحانی، پنج سال یا بیشتر در قالب طرح هجرت و امثال آن، در یک روستا مستقر بوده باشد و بگوید که در این مدت همسرش نیز به عنوان معلم روستا، در برخی فعالیت‌‌های مسجدی یاریش می‌‌کرده، امّا حالا بعد از پنج سال کار فرهنگی و تربیتی مدام و بی‌وقفه، با رفتنش از این روستا، در واقع کار فرهنگی و تربیتی زمین می‌‌ماند و در آستانه تعطیل شدن قرار می‌گیرد. معنای این حرف آن است که این آقا پنج سال فرصت داشته کسانی را برای ادامه این راه تربیت کند، امّا متأسفانه هنوز این کار را نکرده است!
بر این اساس، اگر ما نیز از دو سال قبل، درست همزمان با شروع صالحین در کشور، پیام صالحین را می‌‌فهمیدیم و روی بعضی افراد خاص سرمایه‌‌گذاری می‌کردیم، الان حلقه‌‌های تربیتی مسجدمان لااقل بدون سرگروه نمی‌‌ماندند و از مشکل کمبود مربی در حلقه‌ها نمی‌‌نالیدیم؛ کاری که می‌توانیم حداقل آن را طی دو سال آینده انجام دهیم و با این کار تا حدودی این نقیصه مهم و جدی را مرتفع نماییم.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *