آسیب‌شناسی کار فرهنگی تربیتی (3)

آسیب ششم اتخاذ رویکرد ابلاغی و دستور العملی به موضوع
شرح مسئله: اواخر سال 88، در سفر به یکی از شهرستان‌‌های استان، قرار شد از حلقه‌‌های تربیتی چند مسجد موفق دیدن کنیم، مربیان و سرگروه‌های آن مساجد در حالی که انجام صالحین را بسیار مفید و مؤثر ارزیابی می‌‌کردند، امّا در عین حال انتقاد داشتند که چرا نمی‌‌توان در هر مسجد و پایگاه از یک حلقه یا بیشتر تشکیل داد؟ با تعجب پرسیدم: این کار که منعی ندارد، اتفاقاً گسترش حلقه‌ها به لحاظ کمی و عددی که مطلوب صالحین هم هست، چه کسی گفته نمی‌‌توان بیشتر از یک حلقه تشکیل داد؟! که در پاسخ، مربی حلقه تربیتی یکی از مساجد گفت: مسئول مربوطه این کار به ما گفته است که متأسفانه از بالا ابلاغی برای این کار دریافت نکرده‌ایم؛ پس طبق دستورالعمل‌‌های فعلی، شما تنها مجاز به تشکیل یک حلقه تربیتی در هر پایگاه و مسجد هستید!

توضیحات لازم: در این خصوص لازم به ذکر است که جریان صالحین جریانی است صددرصد اقناعی، نه ابلاغی و دستور‌العملی، و اصولاً کار فرهنگی تربیتی را نمی‌‌توان با دستورالعمل پیاده کرد و بعید است که این کار ریشه‌‌ای و درازمدت فرهنگی، تنها با دستورالعمل و ابلاغیه صرف به نتیجه مطلوب واصل گردد. علاوه بر اینکه در این خصوص لازم به یادآوری است که دستورالعمل‌ها همراره وقتی دستور واقعی عمل قرار می‌‌گیرند که صادر‌کنندگان آن نیز خودشان اهل عمل باشند و روح حاکم بر کار فرهنگی تربیتی را درک کرده باشند در غیر این صورت زهی خیال باطل که از این کارمان طرفی ببندیم و نتیجه بگیریم، این در حالی است که متأسفانه امروزه، در بیشتر مواقع، تصدی‌‌‌گری پست‌‌های فرهنگی تربیتی در کشور به گونه‌‌ای است که در رابطه با آن این بیت شعر مصداق دارد که:

 کرمداران عالم را درم نیست      درم داران عالم را کرم نیست
در هر صورت، در این مجال و با بیان این مطلب، خدا را شاکریم که ما را در پست و منصبی قرار نداد که به دلیل بی‌کفایتی احتمالی، مطابق آموزه‌‌های دینی و روایات اسلامی، خدای ناکرده، خائن به خدا و رسول خدا صلّی‌الله و علیه وآله و مردم جامعه اسلامی باشیم.
آسیب هفتم؛ طی مسير اشتباه
شرح مسئله: همان‌گونه كه پیشتر گفتیم، در فرایند پیاده‌‌سازی جریان صالحین، تربیت، سه مرحله اساسی دارد که شامل: «جذب، تثبیت و رشد» می‌‌باشد، امّا متأسّفانه در این میان، گاه مشاهده می‌شود که در برخی از مساجد و پایگاه‌های کشور که طی این فرایند اصیل تربیتی به اشتباه در قالب سیکلی معیوب صورت می‌‌پذیرد و به جای مراحل جذب، تثبیت و رشد، فرایند غیر صحیح و غیر اصولی «جمع، تفریح و دفع» جانشین سه مرحله اصلی شده است که به دلیل طی این مسیر اشتباه و نادرست، چه‌بسا دیده می‌شود كه در برخی مواقع، خواسته‌ها، توقعات، انتظارات و اهداف غایی برخی مربیان و سرگروه‌های صالحین در این‌باره، متفاوت از نیاز واقعی یک مربی تربیتی دینی از نوع مسجدی گردیده است.
توضیحات لازم: از آنجا که جریان صالحین، یک جریان تربیتی و زیربنایی است و با هدف رشد و تعالی انسان‌ها صورت می‌‌پذیرد؛ پس جذب در جریان صالحین، جذب به معنویت و اخلاق است، جذب به سلوک رفتاری مربی است و از همه مهم‌‌تر جذب به خوبی‌ها و پاکی‌هاست. جذبی که جوان و نوجوان فطرتاً به آن گرایش دارد و از درون تشنه آن است. چنان‌که در دوران دفاع مقدس و در جبهه هم درست همین‌طور بوده است که مثلاً رزمندگان اسلام در فلان محور عملیاتی و یا فلان دسته، گروهان و گردان فقط جذب نماز شب فرمانده‌شان می‌‌شدند و یا تحت تأثیر اخلاق و مرام او قرار می‌‌گرفتند؛ بنابراین و با این توضیحات؛ کسی که می‌گوید بدون جایزه دادن، بدون شام و ناهار دادن و یا بدون پول خرج کردن، نمی‌‌توان افراد را جذب حلقه‌‌های تربیتی کرد، مسلماً چنین فردی اشتباه می‌کند و در واقع او افراد را جمع می‌‌کند نه جذب.
در هر حال، نتیجه قرار گرفتن در این سیکل معیوب تربیتی آن است که اگر سرگروه‌های صالحین به اشتباه افراد را به جای جذب کردن، جمع کنند و پس از آن نیز به جای تثبیت، مدام آنها را تفریح ببرند تا پراکنده نشوند و به بهانه فوتبال، اردو و امثال آن، حضورشان در حلقه تربیتی ادامه پیدا کند. مسلماً حاصل نهایی این فرایند؛ مطمئناً به جای رشد، دفع خواهد شد؛ زیرا وقتی در یک حلقه تربیتی صالحین جذب درست و مؤثری صورت نپذیرد، به طور قطع و یقین حضور افراد در آن مسجد و پایگاه، تثبیت نخواهد شد و در نهایت در پایان کار نیز جوانان و نوجوانان، به جای طی دوره رشد در حلقه صالحین از گروه دفع خواهند شد به گونه‌‌ای که کم‌کم نیازهای کاذب آنان جایگزین نیاز‌‌های واقعی خواهد شد؛ نیازهایی که معمولاً بیشتر در محیط خارج از مسجد و پایگاه برآورده می‌‌شود.
آسیب هشتم؛ جذب به خود نه به خدا
شرح مسئله: یکی از آسیب‌‌های جدی نظام حلقه‌داری صالحین، گرفتار آمدن در دام مراد و مرید پروری است که در واقع مراد و مرید پروری، وقتی اتفاق می‌‌افتد که مربی و سرگروه، اعضای حلقه‌‌های تربیتی را به خود جذب کنند نه به خدا.
در این خصوص، چه‌بسا دیده می‌شود که برخی از افراد، با فضل‌فروشی و تظاهر به اعمال نیک و انجام رفتار نمایشی دینی، به دنبال مریدپروری می‌‌باشند و خود را عامل سعادت و هدایت اعضای گروه می‌‌پندارند.
توضیحات لازم: مربی صالحین حتماً باید پل اتصال به خدا باشد؛ به گونه‌‌ای که متربی با عبور از مربی به خدا برسد، نه آنکه در فرد متوقف شود.
اصلاً کسی که احتمال می‌‌دهد در چنین مواقعی پایش بلغزد و دچار تردید شود، از اوّل هم نباید وارد عرصه کار فرهنگی شود، ما که عددی نیستیم که بتوانیم بی‌‌‌‌مدد الهی کسی را تربیت کنیم؛ بلکه در این بیت باید بدانیم که مربی واقعی همه انسان‌ها در اصل، تنها خداوند رب العالمین است و بدون عنایت او، هیچ هدایتی صورت نخواهد پذیرفت، چنانچه در این‌باره قرآن کریم می‌‌فرماید: «فمن یؤمن بالله یهد قلبه؛ کسی که ایمان به خدا بیاورد، قلبش را هدایت می‌‌کنیم».
در هر صورت و به جهت آنکه حلقه‌های تربیتی صالحین حتی‌المقدور، گرفتار آسیب جدی مراد و مرید پروری نشوند، بهتر است که:
1. همواره این اصل را به متربیان یادآور شویم که در طی مسیر کمال و سعادت، ملاک و معیار اصلی برای متربیان آن است که توجهشان به طور مداوم به راه باشد، نه منادیان راه و دعوت‌کنندگان به تعالی.
2. مربیان و سرگروه‌های حلقه‌‌های تربیتی متفاوت، سالانه جابه‌جا شوند و اعضای گروه را به دیگران بسپارند.
3. نوع و میزان دوستی مربی با متربیان، همواره تحت کنترل و نظارت دقیق قرار بگیرد و مسئولان بالادستی، مانع شخصی‌شدن روابط مربی و سرگروه با اعضای حلقه‌‌های تربیتی صالحین شوند.
آسیب نهم؛ عدم شناخت سرگروه
شرح مسئله: از قدیم‌الایام در مدارس و بین معلمان رسم بود که شلوغ‌‌ترین دانش‌آموز کلاس را به عنوان نماینده معرفی می‌‌کردند تا به این ترتیب از شرّش در امان بمانند، این در حالی است که امام معصوم علیه‌السّلام می‌‌فرماید: «خوب و بد نزد تو به منزله یکسان نباشند؛ زیرا این کار بدان را جری‌‌تر می‌کند و خوبان را در خوبی، کم‌رغبت‌‌تر می‌‌نماید».
به دیگر سخن آنکه متأسفانه گاهی در حلقه‌‌های تربیتی صالحین نیز دیده می‌شود كه ملاک برتری در معرفی سرگروه، به اشتباه مسن‌‌تر بودن افراد و یا قدیمی‌‌تر و معروف‌‌تر بودن آنان است و بر این اساس، چه‌بسا فردی به عنوان سرگروه معرفی شود که ویژگی‌‌های لازم را برای این کار ندارد و چون سرگروه در واقع رهبر و هدایتگر معنوی افراد به مسیر سعادت است؛ پس چه‌بسا ماه‌ها و سال‌ها بگذرد، امّا تحول خاصی در این خصوص در بین اعضای گروه رخ ندهد.
توضیحات لازم: از آنجا که سرگروه در حلقه‌‌های تربیتی صالحین، در اصل، نقش مربی تربیتی را ایفا می‌‌کند؛ بنابراین باید:
1. متخلّق به اخلاق اسلامی باشد؛
2. به مبانی اعتقادی شیعه و اصول و آرمان‌‌های انقلاب، اعتقاد راسخ داشته باشد؛
3. مقید به انجام دستورات الهی و انجام احکام شرعی باشد؛
4. التزام عملی و پیروی از ولایت‌فقیه داشته باشد؛
5. توان اداره گروه را دارا باشد؛
6. خوش‌اخلاق، خوش‌برخورد و خوش‌بیان باشد؛
7. تا حدودی با فنون برقرای ارتباط مؤثر، آشنا باشد؛
8. اهل مطالعه و مشورت باشد؛
9. دارای ابتکار عمل، خلاقیت و نوآوری در برنامه‌ریزی‌ها برای گروه باشد؛

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *