آسیب‌شناسی کار فرهنگی تربیتی (4)

آسیب دهم؛ کم‌توجهی به کرامت انسانی اعضای گروه
شرح مسئله گاهی دیده می‌شود مربی یا سرگروه صالحین چون در محله مسجد زندگی می‌‌کند و از موفقیت اجتماعی و فرهنگی خانواده‌ها و شغل پدرانشان اطلاع دارد، بین بچه‌ها فرق می‌‌گذارد؛ به عنوان مثال، یکی را بیشتر تکریم می‌کند و به دیگری کم‌توجهی می‌‌نماید.

این در حالی است که امام راحل (ره)؛ در فرمایشی ارزشمند خطاب به معلّمان می‌‌فرمود: «فکر نکنید كه این دانش‌آموز، یک کشاورز است، کاسب یا بازاری است؛ بلکه فکر کنید كه این فرد، رئیس جمهور آینده، یا وکیل و وزیر آینده خواهدشد».
همچنین یکی دیگر از جنبه‌‌های منفی این آسیب جدی آن است که گاهی موجب می‌شود كه مربی و سرگروه، نسبت به تکریم شخصیت افراد، کم‌توجه شود و به اعضای گروه نگاهی از بالا به پایین داشته باشد.
توضیحات لازم: در این‌باره بیان این مطلب، حائز اهمیت اساسی است که همواره یادمان باشد كه یکی از اصلی‌‌ترین رموز موفقیت صالحین در مسیر رشد و شکوفایی افراد و تربیت شاگردان موفّق، احیاي شخصیت اعضای گروه و تأمین کرامت انسانی آنان است.
احترام متربی، در هر رده سنی که باشد، در واقع استوار‌‌ترین محور وزین تربیت و سنگ بنای پرورش دینی است، با تکریم شخصیت متربیان می‌‌توان به سهولت روحیه تعالی‌جویی و کمال‌طلبی را در آنان زنده کرد.
چنانچه در روایات اسلامی می‌خوانیم که اگر کسی احساس کرامت نفس کند، هرگز آن را با معصیت کوچک نخواهد کرد و در مقابل اگر کسی نفسش برایش کم‌ارزش باشد، از شرش ایمن نخواهید بود.
بر این اساس و مطابق آموزه‌‌های دینی، منشأ اکثر کج‌روی‌ها، خطاها و سوء رفتار افراد بزهکار را در زندگی می‌‌توان در تحقیر شخصیت آنان در دوران کودکی جستجو کرد.
در هر صورت در این خصوص و به لحاظ تربیتی همواره توصیه می‌شود که خطاب مربی به تمامی اعضای گروه، در مواقع رسمی عباراتی مثل «دوست عزیز»، «آقای فلانی»، «برادر گرامی» و از این قبیل باشد و در مواقع غیر رسمی نیز می‌‌توان متناسب با ظرفیت افراد و صمیمیتی که وجود دارد از عباراتی همچون «جواد جان» و امثال آن، استفاده کرد.
آسیب یازدهم؛ خطای هاله‌‌ای و تعمیم ناروا
در بعضی مواقع دیده می‌شود که مربی و سرگروه حلقه‌‌های تربیتی صالحین، به دلیل ضعف آشنایی با روش‌های تربیت اسلامی، در برخورد با متربیان و نحوه برقراری ارتباط با آنان، گرفتار آسیب‌‌های از قبیل خطای هاله‌‌ای و تعمیم ناروا می‌شود؛ به این صورت که مثلاً ملاک ارزیابی او نسبت به اعضای گروه و قضاوت در خصوص آنها، به عنوان مثال موقعیت اجتماعی والدین و اطرافیانشان می‌‌باشد؛ به گونه‌‌ای که مثلاً به نوجوانی که پدرش روحانی محل است، یا چفیه بر دوش دارد و یا در مسابقات اذان و اقامه مقام آورده و سایر خصوصیاتی از این قبیل؛ توجه ویژه‌‌تری می‌‌کند و در مقابل کسی را که مثلاً با آستین کوتاه به مسجد آمده، یا شلوار لی به تن دارد، بر اساس تعمیم ناروا، غیر قابل اصلاح می‌‌پندارد.
توضیحات لازم: تربیت به معنای شدن و به فعلیت رسیدن استعدادهای انسانی انسان؛ در واقع فرایندی است که از ابتدای حیات تا پایان آن به طور مداوم و مستمر صورت می‌‌پذیرد که بر این اساس می‌‌توان گفت كه برنامه تربیت همواره در طول حیات و پابه‌پای رشد آدمی محقّق می‌‌شود.
بنابراین جوان و نوجوانی که به عنوان مثال، شئونات ظاهری اسلامی را رعایت کرده و یا پدرش جزو مؤمنان نمازگزار مسجد است، قطعاً و بدون شک چند گام از سایرین جلوتر است و بخشی از پروسه تربیت را در منزل و با مربی‌‌‌گری والدینش طی کرده است، امّا این مطلب دلیل نمی‌شود که مربی صالحین با مشاهده یک چفیه بر دوش فرد و یا تسبیح در دستش، دچار خطای هاله‌‌ای شده و او را بیش از ظرفیتش تکریم نماید و یا از تربیت مستغنی بداند.
بلکه در هر حال، مربی باید توجه داشته باشد که این متربی نیز اکنون تنها یک نوجوان با تمام نیاز‌‌های تربیتی سایر نوجوانان در این سن و سال است؛ پس او هم باید در فرایند تربیتی صالحین قرار بگیرد تا رشد کند و به کمال برسد. همچنین مربی نمی‌‌تواند و نباید براساس ظواهر افراد، نسبت به آنان قضاوت کند و یا با دیدن یک ناهنجاری کوچک و یا یک خطای احتمالی از عضو حلقه تربیتی، این خطا را به کل رفتار او تعمیم داده و شخصیتش را زیر سؤال ببرد.
در این خصوص، کارشناسان علوم تربیتی معتقدند که وقتی از جوان و یا نوجوانی خطای قابل اغماضی سر زد، تنها باید فعل بد او را تقبیح کرد، نه اینکه او را از گروه برانیم، غیر قابل اصلاح بپنداریم و یا اینکه شخصیتش را زیر سؤال ببریم و به او توهین کنیم.

آسیب دوازدهم؛ اطاله کلام
شرح مسئله: یکی از صاحبنظران مقوله تبلیغ، ضمن انتقاد از میل و گرایش شدید اکثر مبلغان دینی و مربیان تربیتی به اطاله کلام و سخن گفتن یک‌طرفه، تمثیل جالبی را بکار می‌‌برد و می‌گفت: اگر امثال ما قدرت داشتیم و بر کائنات تسلّط پیدا می‌کردیم، از فرشتگان می‌‌خواستیم كه همان اوّل یک صندلی و بلندگوی مخصوص، مابین زمین و آسمان و در بین کهکشان‌ها و کُرات قرار بدهند و ما آ‌ن‌وقت از صبح تا شب می‌‌نشستیم و پی‌درپی موجودات هستی را نصیحت کرده و یکسره سخنرانی می‌‌کردیم.
این ایراد، متأسفانه گاهی گریبانگیر سرگروه‌های حلقه‌‌های تربیتی صالحین نیز می‌شود و آنها هم یا اطاله کلام می‌‌کنند و یا اعضای گروه را وارد بحث نکرده و یک‌طرفه سخن می‌‌گویند.
توضیحات لازم: از آنجا که اطاله کلام و پرحرفی همواره از اثرگذاری مثبت سخن می‌‌کاهد و تلاش ما را برای هدایت خَلق کم‌اثر می‌‌کند؛ پس بر این اساس و در نقطه مقابل، یکی از راه‌های جلب مخاطب و اثرگذاری سخن همواره اختصار در آن می‌‌باشد.
چنانچه در این زمینه، به عقیده اکثر صاحبنظران امر، مخاطبان معمولاً ذهن خود را نسبت به مربیانی که زیاد حرف می‌‌زنند، یکطرفه سخن می‌‌گویند، از حاضران در جلسه نظر نمی‌‌خواهند و تنها پیوسته و مداوم، دیگران را نصیحت می‌‌کنند، می‌‌بندند و با جان و دل، حرف‌‌های آنان را دنبال نمی‌‌کند.
در این‌باره در بین مردم عوام، مثل معروفی است که به شوخی گفته می‌‌شود: شنوندگان سخنرانی‌ها معمولاً نیم ساعت اوّل به حرف‌‌های سخنران دل می‌‌دهند، نیم ساعت دوم گوش می‌‌دهند و نیم ساعت سوم فحش می‌‌دهند.
اصولاً کارشناسان امر و سخنرانان تراز اوّل و خطبای معروف هم در این خصوص معتقدند که اوج اثرگذاری کلام آنها در مخاطب، چهل و پنج دقیقه تا یک ساعت اوّل است.
البته، برای برونرفت از این وضعیت آسیب‌زا و غیر کارشناسی، حتماً توصیه می‌شود که در حلقه‌‌های تربیتی، ابتدا پنج دقیقه به تبین موضوع پرداخته شود و سپس سی‌دقیقه اعضای گروه، نظرات و دیدگاهشان را مطرح کنند و در آخر هم بیست و پنج دقیقه تا نیم ساعت، مربی به نتیجه‌گیری و جمع‌بندی نهایی بپردازد.
همچنین به دلیل آنکه جوانان و نوجوانان، نوعاً از نصیحت مستقیم خوششان نمی‌‌آید و آموزه‌‌های دینی نیز نصیحت را خشن و به‌مثابه توصیه‌‌ای بی‌‌‌‌روح و دفع‌‌کننده معرفی کرده‌‌اند؛ پس بهتر است كه مربی صالحین سعی کند تا حتی‌الامکان پیامش را در قالب تمثیل، حکایت، داستان و امثال آن بیان نماید و نتیجه‌گیری نهایی را به مخاطبان بسپارد، مثلاً در موقعیت مناسبی به آنها بگوید که:
 قدر وقت ار نشناسد دل و کار نکند      چه خجالت که از این حاصل ایام بریم
همچنین به منظور هرچه بیشتر درگیر نمودن مخاطبان در بحث، مربی می‌تواند با طرح سؤالاتی از قبیل: «نظر شما در این‌باره چیست؟»، «شما در این‌باره چه فکر می‌‌کنید؟»، «آیا با حرف دستتان موافقید؟» و نیز «مخالفان و موافقان این سخنان، لطفاً نظراتشان را بگویند؟» در واقع توپ را به زمین متربیان بیندازد و آنان را به سخن گفتن وادار نماید.
البته، در این خصوص باید حتماً توجه داشت که تداوم دوطرفه شدن بحث در گروه، همواره مستلزم احترام افراد به نظرات سایرین و عدم حاکمیت جوّ تحقیر، تمسخر و خنده در حلقه تربیتی است.
آسیب سیزدهم؛ ضعف روش‌شناسی تربیتی
شرح مسئله: از آنجا که در حلقه‌‌های صالحین قرار است انسان تربیت شود و تربیت انسان سبک و سیاق خودش را دارد و به هر روش و شیوه‌‌ای ممکن نیست و چون گاهی دیده شده است که مربی یا سرگروه یک حلقه تربیتی، در طول عمرش، حتی یک کتاب تربیتی نخوانده و خودش در هیچ دوره آموزشی خاصی شرکت نکرده و چه‌بسا در این میان تنها بر اساس محفوظات ذهنی و تجربیات شخصی خود می‌‌خواهد افرادی را تربیت کند؛ بر این اساس، ضعف روش‌شناسی را نیز می‌‌توان از جمله آسیب‌‌های جدی و اساسی سیر تربیتی افراد در جریان صالحین برشمرد. که البته برای حلّ این مشکل، بیش از همه آشنایی و تحصیل روش‌های تربیتی اسلامی را به کلیه مربیان و سرگروه‌های حلقه‌‌های تربیتی صالحین تأکید و توصیه می‌‌‌‌نماییم و در توضیحات نیز نکاتی چند را به آن می‌‌افزايیم.
توضیحات لازم: پرواضح است که آموزه‌‌های دینی و آیات و روایات، مملوّ از شیوه‌ها و روش‌های تربیتی مختلفی است که هر کدام برای شرایط خاصی توصیه می‌‌شوند، در این زمینه در کتاب «فلسفه تعلیم و تربیت»، ده روش تربیت اسلامی؛ به شرح ذیل بیان شده است:
1. عبادت، 2. تربیت عملی یا پیروی از سیره بزرگان دینی، 3. پیروی از عقل در تربیت اسلامی، 4. امر به معروف و نهی از منکر، 5. مجاهده در راه حق، 6. پاداش و تنبیه، 7. توبه، 8. پند و اندرز، 9. تربیت از طریق ذکر مثال و 10. تربیت از طریق جلب توجه به سرگذشت اقوام و ملل.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *