آسیب‌شناسی کار فرهنگی تربیتی (5)

آسیب چهاردهم؛ درجا زدن سرگروه و مربی
سرگروه ومربی صالحین باید خودش در طول حیات، نمونه یک انسان موفق مبتنی بر ملاک‌ها و معیار‌‌های زندگی دینی باشد؛ چنانچه انبیای الهی نیز که خود دعوت‌كننده انسان‌ها به راه حق بوده‌اند، در تمام لحظات عمر، دیندار زندگی کرده‌‌اند و نوعاً هم انسان‌‌های موفق و توانمندي بوده‌اند، نه اینکه برای آموزش سایرین، رفتار دینی را از خود به نمایش بگذارند و یا ناتوان و شکست‌خورده باشند.
همچنین در این‌باره یادمان باشد که همواره از قدیم‌الایام گفته‌‌اند كه معلم بزرگ، شاگرد بزرگ تربیت می‌‌کند؛ پس اگر مربی صالحین خودش انسانی شکست‌خورده، راکد، متوقف و بلاتکلیف باشد، نمی‌‌تواند هدایتگر افراد به مسیر رشد و تعالی باشد.
اصولاً در چنین شرایطی متربی حق دارد که از مربی بپرسد: «اگر خودت به حرف‌‌هایی که می‌زنی اعتقاد داری و عمل کرده‌‌ای و اگر این حرف‌ها در زندگی انسان این همه اثر دارد که می‌گویی، پس چرا خودت انسان موفقی نیستی؟ !»
علاوه بر اینکه در این خصوص چه‌بسا دیده شده است که متأسفانه گاهی مربی یا متربی یک حلقه تربیتی در مسجد، بعد از گذشت چندین سال متمادی هنوز همان جایی هستند که از ابتدا بوده‌اند؛ کسانی که به اصطلاح درجا زده و رشد محسوسی نداشته‌اند، افرادی که به قول بعضی از دوستان همیشه نقطه‌سرخط باقی مانده و یا اوّل خط هستند. همچنین در این‌باره مَثَل معروفی در بین عرب‌ها وجود دارد که حکایت از حال و روز بعضی از ما دارد و ذکر آن در این مجال، خالی از لطف نیست؛ می‌‌گویند كه عربی بادیه‌نشین برای سوار شدن روی الاغش زیاد دورخیز کرد، به گونه‌‌ای که از آن طرف الاغ به زمین افتاد، نفس عمیقی کشید و گفت: کالأول؛ یعنی تازه مثل اوّل شد.

پس بر این اساس، ما باید حتماً دقت کنیم که شرایطی فراهم شود که مربیان و متربیان حلقه‌‌های تربیتی صالحین، دائماً در حرکت به سمت جلو باشند، پیشرفت کنند و درجا نزنند.
البته برای اینکه مربی صالحین از راه نماند و درجا نزند، باید خودش به طور دائم تحت تربیت قرار بگیرد، از آینده تحصیلیش غافل نشود، به موقعیت شغلی آینده زندگی خود فکر کند و در مجموع برای رسیدن به شاخصه‌‌های رشد در طول زندگی، مدام برنامه‌ریزی داشته باشد که این مشکل، اخیراً با در نظر گرفتن یک مربی برای هر بیست سرگروه و یک سرمربی برای هر بیست مربی در شجره طیبه صالحین تا حدودی در حال مرتفع شدن است.
آسیب پانزدهم؛ خلأ بصیرت‌بخشی به مخاطبان
یکی از آسیب‌‌های جدی در حلقه‌‌های تربیتی صالحین، ضعف محتوا‌‌های آموزشی است و چه‌بسا دیده می‌شود كه مطالبی که مربیان و سرگروه‌ها در برخی جلسات مطرح می‌‌کنند، نوعاً عمق و کیفیت لازم را ندارد، این در حالی است که سیره بزرگان دین در این رابطه هرگز این‌گونه نبوده است.
به عنوان مثال، نقل شده است که شهید مظلوم دکتر بهشتی (ره)؛ بارها می‌‌گفت: «من هشت ساعت مطالعه می‌‌کنم، هشت کلمه حرف می‌زنم».
همچنین قرآن کریم در این‌باره می‌‌فرماید: «قل هذه سبیلی ادعوا إلی‌الله علی بصیره انا و من اتبعنی؛ بگو (ای پیامبر) که این راه من است، دعوت می‌‌کنم به راه خدا از سر بصیرت؛ راه من و هرکس كه از من تبعیت می‌‌کند این است».

علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیه شریفه می‌‌فرماید: «جمله «ادعو الی الله علی بصیره» بیان است برای کلمه «سبیلی» و جمله «انا و من اتبعنی» توسعه و تعمیم است، بدین‌سان، معنی این آیه شریفه این است که روش من این است که مردم را از سر بصیرت و معرفت به توحید فرابخوانم و پیروان من نیز همین شیوه و روش را دارند و از این جهت همانند من هستند.
مربی صالحین باید همواره با بصیرت‌دهی و معرفت‌افزایی، دیگران را به راه خدا دعوت کند و کسی که این روش را انتخاب می‌‌کند که دیگر حرف غیر مستدل و غیر علمی نمی‌‌زند.
 بنابراین موضوعاتی که در حلقه صالحین مطرح می‌شود، حتماً باید به‌گونه‌‌ای باشد که اگر اساتید حوزه و دانشگاه هم در جلسه حضور داشته باشند، نتوانند ایرادی به بحث وارد کنند؛ مثلاً تنها بگویند بهتر از این هم می‌‌شد این مطلب را گفت؛ پس مربی و سرگروه حلقه صالحین همواره باید تلاش کنند تا مطالبی را در حلقه تربیتی مطرح نمایند که در عین سادگی، روانی و همه‌فهم‌بودن، کاملاً مستدل، متقن، و علمی باشد.
آسیب شانزدهم؛ ضعف در زمینه رفتارسازی
متأسفانه امروزه، یکی از آسیب‌‌های جدی در زمینه آموزش‌‌های تربیتی و دینی آن است که این آموزش‌ها نوعاً و در نهایت امر، در مخاطبان تبدیل به رفتار نمی‌‌شوند و در واقع با این آموزش‌ها، تنها دانش دینی افراد افزایش می‌‌یابد و آنها فقط اطلاعات دینی خود را از اسلام بالا می‌‌برند. حال برای آنکه در حلقه‌‌های تربیتی صالحین این اتفاق نیفتد، در این مجال و به اختصار، فرایند تبدیل آموزش دینی به کنش و رفتار را، با یکدیگر مرور می‌کنیم.
علمای علم تربیت معتقدند كه فرایند تبدیل آموزش دینی به رفتار و عمل؛ چهار مرحله اساسی دارد که هر کدام جداگانه و به تنهایی قابل رصد، پیگیری و ارزیابی است. این فرایند ابتدا با آموزش دین به مخاطبان شروع می‌‌شود.
آموزش باید کارآمد، مفید، مؤثر و با جدیدترین شیوه‌‌های آموزشی نوین صورت پذیرد و از آنجا که خروجی یک آموزش مطلوب در هر مسجد و پایگاهی در وهله نخست، حتماً باید به افزایش دانش در مخاطبان منجر شود؛ لذا لازم است كه در حلقه‌‌های تربیتی صالحین، این مهم به دقت مورد بررسی قرار گیرد که مثلاً در خلال این آموزش، چقدر دانش دینی افراد بیشتر شده است. استاد شهید مرتضی مطهری (ره) در یکی از نوشته‌هایش می‌‌نویسد: نباید ذهن متربی را مثل انبار فرض کرد و مدام آن را از مطالب گوناگون تلنبار نمود؛ بلکه او در این‌باره معتقد است که ذهن آدمی مثل معده است، باید طوری به آن مطلب داد که بتواند آن را هضم کند.
بر این اساس، اگر فرض کنیم که مربی صالحین، به طرح یک موضوع خاص، چهار جلسه از جلسات یک حلقه را اختصاص دهد ولی اکثر اعضای حلقه آن را بفهمند، بهتر است از اینکه در چهار جلسه صالحین، چهار موضوع مختلف طرح شود، ولی اکثر مخاطبان آن را فرانگیرند.
در ادامه، بعد از مرحله تبدیل آموزش به دانش، حال باید تلاش کرد که این دانش تثبیت‌شده در مخاطب، حتماً تبدیل به گرایش و باور شود.
به عنوان مثال، اگر در مباحث اعتقادی به مخاطبان آموزش داده می‌شود که بر اساس نگرش و دیدگاه توحیدی در زندگی؛ استراتژی انسان مؤمن همواره مبنی بر قاعده «انّا لله و انا الیه راجعون» است و به تبع آن، این دانش و نگرش در متربی تبدیل به یک باور و گرایش دینی شده است؛ پس دیگر بر این اساس، زندگی مادی برای چنین انسانی اهمیت چندانی نخواهد داشت و گرایش به معنویت در طول حیات او بیشتر خواهد شد.
البته یکی از بارز‌‌ترین نشانه‌‌های تبدیل دانش دینی به باور و گرایش در افراد، تغییر جهان‌بینی مادی به جهان‌بینی توحیدی است؛ تغییر مهمی که بعضی از شاخصه‌‌های اصلی آن در زندگی عبارتند از اینکه به تدريج، صبغه الهی افراد در کارها افزایش پیدا کند، معنویت آنها بیشتر شود و یا اینکه آنها بیش از گذشته با خدا انس و الفت قلبی پیدا کنند.
پس از آن و در مرحله نهایی از فرایند تبدیل آموزش دینی به رفتار و کنش در حلقه‌‌های تربیتی صالحین، حتماً باید توجه کرد که که این آموزش، دانش و باور قلبی در پایان کار به فعلیت برسد و در واقع به فعل، عمل، کردار و رفتار در زندگی افراد تبدیل شود.
اصولاً در تعلیم و تربیت دینی، هرگز نباید به یک حرکت روبنایی صِرف اکتفا کرد؛ بلکه باید تلاش نمود تا به تدریج، آموزه‌‌های دینی و تربیتی در روح، روان، جان و قلب مخاطب رسوخ پیدا کرده و در نهایت، به عادات رفتاری و سلوک و مشی عملی در زندگی تبدیل شود.
به عنوان مثال، اگر مربی یک حلقه تربیتی، این حدیث معروف درخصوص نماز جماعت را به مخاطبان یادآور می‌شود که روایت شده است كه وقتی تعداد نمازگزاران در نماز جماعت به ده نفر رسید، اگر تمام دریا‌ها مرکب، همه برگ‌‌های درختانت کاغذ و همه درختان قلم شوند، حتی ثواب یک رکعت آن را نمی‌‌توانند ثبت و ضبط نمایند؛ پس در این صورت، مربی وقتی می‌تواند خود را در این عرصه موفق بداند که اکثر اعضای گروهش به صورت خودجوش و با میل و رغبت درونی هر شب در نمازهای جماعت مغرب و عشا، در مسجد محل، حضور بهم رسانند.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *