آسیب‌شناسی کار فرهنگی تربیتی (7)

آسیب بیست ویکم؛ شورمندی افراطی
از آنجا که شور و شعور، هر دو کنار هم، دو بال پرواز جوانان مؤمن و انقلابی به سمت کمال و تعالی به شمار می‌‌آیند، مربی حلقه صالحین باید این دو بال را همزمان با یکدیگر و به یک میزان رشد و ارتقا ببخشد و تحقّق هر کدام را جداگانه دنبال نماید که در این زمینه، اگر شعور را به معنای قدرت استدلال و ادراک و باورمندی عقلی مخاطب از دین بدانیم؛ شورمندی نیز مقوله‌‌ای است که معمولاً با احساسات و عواطف جوان و نوجوان سروکار دارد و به مدد عشق و احساس، گرایش قلبی فرد به دین را مستحکم‌‌تر می‌‌نماید.
همچنین در این خصوص، هرچند تجربه نشان داده است که باور قلبی در افراد به ویژه جوانان و نوجوانان نوعاً از باور عقلی محکم‌‌تر و ریشه‌دار‌‌تر است، امّا در عین حال باید دانست که اگر استدلالات عقلی، پشتوانه گرایش قلبی به دین نباشد، متربی نمی‌‌تواند در برابر شبهات معاندان و مخالفان اسلام و دعوت به اضلال و گمراهی دشمنان دین خدا، همواره در راه حق، ثابت‌قدم و استوار بماند.

در هر صورت، اگر قرار باشد كه در این مجال، به ذکر نمونه‌‌های مصداقی از برنامه‌‌های شورمحور و صرفاً احساسی و نیز برخی طرح‌ها و برنامه‌‌های شعورمند، مفهومی و ادراکی در حلقه‌‌های تربیتی صالحین اشاره کنیم، می‌‌توان از تشکیل جلسات هیئت و عزاداری و مراسم اعیاد و وفیات ائمه اطهار عليه‌السّلام در مسجد، به عنوان نمونه‌‌های از برنامه‌‌های شورمحور یاد کرد و در مقابل، جلسات سخنرانی، پرسش و پاسخ و امثال آن را هم در قالب برنامه‌‌های شعورمحور و استدلالی دسته‌بندی نمود.
متأسفانه از چند سال قبل که به واسطه سهل‌انگاری و کوتاهی متولیان امور فرهنگی و تربیتی کشور، تشکیل هیئت‌‌های عزاداری و مقوله هیئتی‌شدن در مقابل فرایند مسجدی‌شدن قرار گرفت. به گمان اشتباه برخی، کار هیئتی‌کردن، کاری نقد شد و کار مسجدی کار نسیه.
پس از آن و با اوج‌گرفتن این باور نه‌چندان صحیح و غیر اصولی، به تدريج هیئت‌ها رقیب مسجد شدند، مداح به جای مربی مسجدی و امام جماعت، الگوی رفتاری جوانان و نوجوانان واقع گردید و سینه‌زنی، تحریک احساسات و شورمحوری صرف، جای سخنرانی، شعورمندی و ادراک را پر کرد، که در نتیجه، این روند موجب شد که برخی برای توجیه کار خود چنین استدلال کنند که آخر چه کار می‌‌توان کرد. امروز دیگر ذائقه جوانان و نوجوانان تغییر کرده است و آنها سینه‌زنی و عزاداری را از سخنرانی، تحقیق و مطالعه آثار شهید مطهری (ره) و این قبیل برنامه‌ها بیشتر می‌‌پسندند.
در پاسخ به این مغالطه، ابتدا باید پرسید که شما فکر می‌کنید كه اصولاً چه کسی ذائقه جوانان و نوجوانان مسجدی را رقم می‌‌زند؟ آیا کسی غیر از مربی و سرگروه صالحین و سایر متولیان کار فرهنگی در مسجد می‌‌تواند این کار را بکند؟! او آیا اگر مخاطبان ما به غلط مسیری غیر از مسیر رشد، تعالی، سعادت و کمال را طی می‌‌کنند، ما موظّف به اصلاح مسیر حرکت آنها نبوده‌ایم و نیستیم؟
به هرحال در این رابطه حتماً باید یادمان باشد که جوان و نوجوان همیشه نیازمند آن است که با استدلالات عقلی و تعلق و منطق صحیح، جان و دلش با دین گره بخورد و درکنار آن نیز احساسات و عواطف پاک و زلالش در واقع یاریگر او در التزام به دین خدا باشد.
به بيان دیگر، در یک حلقه تربیتی صالحین در طول یک ماه، حتی ده جلسه معرفتی یا بیشتر تشکیل شود، امّا یک جلسه دعا، عزاداری، ندبه، انابه و تضرع و توسل نباشد. چنین گروهی به طور قطع و یقین در زمینه شعورافزایی، تعقّل و خردورزی، مسیر افراط را در پیش گرفته است و در راه دعوت به دین و معنویات، از نقش مؤثر و کلیدی عنصر شور و احساس، در تربیت جوانان و نوجوانان غافل شده است. در نقطه مقابل نیز اگر در یک حلقه صالحین، به‌گونه‌‌ای برنامه‌ریزی شود که مثلاً اعضای گروه به جای «بچه‌مسجدی بودن» که اعم از هیئتی بودن می‌‌باشد، خود را به دیگران «بچه هیئتی» معرفی کنند و در مناسبت‌‌های مختلف سال، ساعت‌‌های متمادی عزاداری در هیئت را به حضور و نشستن یک ساعت در جلسه کتابخوانی و امثال آن ترجیح دهند که چنین مواردی وجود دارد و به کرّات نیز دیده شده است، مسلماً چنین حلقه تربیتی‌‌ای در حال سقوط به ورطه خطرناک شورمندی افراطی و احساس‌محوری صرف می‌‌شود.

به هر حال در این کتاب به جهت برونرفت از این شرایط نامطلوب، توصیه می‌شود که همواره در کنار تشکیل حلقه تربیتی صالحین، حتماً برای اعضای گروه، جلسات عزاداری و هیئت و نیز دعا، توسل و ندبه، طراحی و برنامه‌ریزی شود و مربی در طول سال و در خلال انجام مأموریتش با جدیت و تلاش فراوان سعي کند كه حتماً شور حماسی، عواطف و احساسات جوانان و نوجوانان را با هدف یاریگری دین خدا همواره در جلسات صالحین زنده و پویا نگاه دارد.
همچنین در این‌باره، لازم به یادآوری است که در واقع شورافزایی افراطی از طریق هیئت‌‌های عزاداری و تحریک احساسات و عواطف صِرف در جوانان و نوچوانان، همواره به مثابه داغ کردن افراد به شمار می‌‌آید و در این میان پرواضح است که هر کس داغ شود، در مدت کوتاهی سرد خواهد شد، امّا اگر کسی به نور معرفت، شناخت، بصیرت و ایمان روشن شد، دیگر به آسانی از مسیر روشنایی فاصله نخواهد گرفت.
به دیگر سخن آنکه مربی باید تلاش کند تا ابتدا، قوه تعقّل، تدبر، استدلال و ادراک را در مخاطبانش فعال نماید و آنها را از درون به نور معرفت و ایمان مجهز کند، نه اینکه مدام با آتش‌زنه‌‌های بیرونی بخواهد شعله‌‌های هیجان و احساس را در متربیان برافروخته نگاه دارد و در پرتو روشنایی‌‌های مقطعی ناشی از تحریک احساسات آنان را در مسیر سعادت و کمال به پیش ببرد.
آسیب بیست و دوم، غفلت از تذکار به موقع
قرآن کریم تذکر و یادآوری را همواره و در همه حال مفید و مؤثر به حال مؤمنین می‌‌داند و می‌‌فرماید: «فذکر فان الذکری تنفع المؤمنین؛ تذکر بده، به درستی که ذکر برای مؤمنین مفید و سودمند است.
بر این اساس و مبتنی بر سایر آموزه‌‌های تربیتی دینی، یکی از مؤلفه‌‌های اساسی و تأثیرگذار در زمینه تحولات رفتاری متربیان و رشد و تعالی اخلاقی اعضای حلقه‌‌های صالحین، تذکرات مداوم و به موقع مربیان تربیتی به متربیان و اعضای حلقه‌‌های تربیتی است که گاه از آن با عنوان صحبت‌‌های خصوص نیز یاد می‌‌شود.
که در این‌باره هرچند مربی صالحین، موظف است به منظور رفتارسازی و ایجاد منش در مخاطبان، بسیاری از نکات اخلاقی و آموزه‌‌های تربیت دینی را در جمع و برای عموم مطرح کند، امّا در عین حال توصیه گروهی و صحبت‌‌های جمعی برای عموم مخاطبان، هیچ‌وقت جای صحبت‌‌های خصوصی، تذکرات فردی و توصیه‌‌های شخصی را در زندگی افراد نمی‌گیرد؛ چراکه در تذکرات فردی و صحبت‌‌های خصوصی، اوّلاً: با اشکال و ایراد هرکس به خودش گفته می‌‌شود، ثانیاً: متربی احساس می‌‌کند كه همواره در مسیر کمال، چشمان ناظری دلسوز و مربی‌‌ای خیرخواه به طور دائم اعمال، رفتار و کردار وی را در طول حیاتش احساس مسئولیت می‌‌نماید که البته این احساس نیز به خودی خود همواره برای او و به جهت ادامه این مسیر مفید و مؤثر خواهد بود.
به هرحال در پایان بخش لازم به ذکر است که در حلقه‌‌های تربیتی صالحین، متربی جوان و نوجوان، همیشه و در همه حال، برای اصلاح رفتار و طی مسیر رشد، تعالی و کمال از یک سو نیازمند تذکرات فردی و توصیه‌‌های مربیان و سرگروه‌های آگاه و دلسوز می‌‌باشد و از دیگر سو، همواره نیازمند آن است که در تصمیم‌گیری‌‌های مهم زندگی و خروج از دو راهی تردید و بلاتکلیفی با افراد متخصّص، آگاه، دلسوز و توانمند مشورت نموده و از ایشان در مواقع نیاز راهنمایی بگیرد.
چنانچه در برخی نمونه‌‌های موفّق صالحین در کشور مشاهده شده است كه تذکرات فردی و صحبت‌‌های مربیان با متربیان، چنان مؤثر و مفید واقع گردیده که اگر مربی مثلاً برای مدت طولانی صحبت خصوصی با کسی را ترک کند، آن عضو گروه فکر می‌‌کند كه خطای بزرگی مرتکب شده و مربی، دیگر از اصلاح رفتار او ناامید گردیده است.
علاوه بر این در این قبیل مساجد، هر عضو حلقه تربیتی می‌‌داند که در امور مهم زندگی از چه کسانی می‌تواند مشورت بگیرد و در مقابل با چه کسانی نیز نباید مشورت کند.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *