تکبر(1)

معنای تکبر

ابتدا می‌بایست به معنا و مفهوم تکبر توجه کرد، سپس به ابعاد آن پرداخت؛ کلمات علمای اخلاق و عرفان در این زمینه رسا است…

حضرت امام خمینی (ره) در کتاب جنود عقل و جهل در تعریف تکبیر می‌فرمایند:
«انسان چون خودبین و خودخواه است، این خودخواهی و محبت مفرط به نفس، سبب می‌شود که ازنقایص و عیوب خود محجوب شود، و بدی‌های خود را نبیند؛ بلکه گاهی بدی‌های خود در نظرش خوبی جلوه کند و فضایل و خوبی‌هایی که دارد در نظرش مضاعف جلوه گردد و به همین نسبت، از خوبی دیگران بسیار شود که محجوب شود و بدی‌های آنها در نظرش مضاعف گردد؛ پس چون کمال خود و نقص دیگران را دید و محبت مفرط به نفس نیز کمک کرد در نفس حالت اعجابی پیدا شود به خودش. پس از این حالت در باطن نفس خود را بر دیگران ترفیع دهد و حالت سربلندی و بزرگی برای او دست دهد و خود را بزرگتر از دیگری بیند. این حالت کبر است و چون این حالت قلبی بر ملک بدن ظاهر شود، سرکشی و سرفرازی کند بر دیگران، در ظاهر نیز بزرگی فروشد و این تکبر است.»
البته تکبر به یک صفت بد اخلاقی دیگر نیز نزدیک است و آن عُجب است، این دو صفت با هم تفاوت‌هایی نیز دارند، که عالم مهذّب، ملا احمد نراقی فرق بین کبر و عجب را این‌طور بیان می‌کند:
«کبر عبارت است از حالتی که خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را به غیر داشته باشد و عجب آن است که آدمی خود را شخصی (دارای مقام و منزلت و کمالات) داند و خودپسند باشد، اگرچه پای کس دیگری در میان نباشد، ولی در کبر باید پای غیر نیز در میان آید تا خود را از او بالاتر و برتر ببیند.»
ابعاد تکبر
1.‌ از حیث معنوی؛ خود را بالاتر از سایرسرگروه‌ها می‌بیند. گاهی این بالاتر دیدن ریشه‌اش «وهم و خیال» است و گاهی یک منشأ حقیقی دارد؛ مثلاً صدای خوبی دارد و در مراسمات مسجد دعا و مناجات یا روضه و نوحه می‌خواند و مستمعین هم گاهی حال خوبی پیدا می‌کنند و اشک می‌ریزند؛ یا مثلاً در جلساتی که با اعضای گروهش گرفته بر اثر بیان مباحث معنوی، اعضای گروهش تحت تأثیر قرار گرفته و گریه کرده‌اند ولی ایشان تا به‌حال ندیده که در جلسات سایر گروه‌ها، اعضای آن گریه کنند؛ به همین جهت در خود احساس معنویت فوق‌العاده‌ای می‌کند و گاهی در عالم خیال، خود را با بزرگان اخلاقی مقایسه می‌کند، که با گفتارشان چطور دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دادند. در این میان گاهی اعضای گروه این توهم را برای سرگروه ایجاد می‌کنند و تأثیر شخصیت و سخنان سرگروه به طور مبالغه‌آمیز برایش نقل می‌کنند و بر شدت آن می‌افزایند. 

2. از حیث مدیریت گروه و نحوه اداره آن؛ خود را از دیگران برتر و بهتر ببیند و دائماًً این برتری را در جلساتی که با حضور سایر سرگروه‌ها تشکیل می‌شود، با روش‌های مختلف به دیگران متذکر می‌شود؛ مثلاً اگر تعداد اعضای گروهش بیشتر از گروه دیگری است، هنگام گزارش دادن در جلسات سعی می‌کند که این قسمت را پر رنگ‌تر جلوه دهد و با آب و تاب بیشتری بیان کند.
3. در میزان آگاهی‌های دینی؛ خود را بالاتر از دیگران می‌بیند و در نشست‌های مختلف- بخصوص وقتی سایر سرگروه‌ها حضور دارند- سعی می‌کند که موضوع بحث را طوری تنظیم نماید که بتواند به اظهار فضل بپردازد. گاهی از دیگران سؤال می‌کند که می‌داند از پاسخش عاجزند و خود شروع می‌کند به پاسخ دادن به آن سؤال. تعداد کتاب‌هایی را که مطالعه کرده، به دیگران گوشزد می‌کند. اگر در مسائل اجرایی و گروه‌داری از او انتقادی شود، فوراً دست به قیاس می‌زند و میزان مطالعه خود را با سرگروهی که از او تمجید شده مقایسه می‌کند.
علائم و نشانه‌های تکبر
اگر یک سرگروه بخواهد، که بداند که آیا متکبر است یا نه؟ به‌ترین راه حل این است که خود را با این موارد امتحان کند:
امام صادق (ع) نشانه‌های تواضع – که ضد تکبر است – را این چنین بیان می‌فرمایند:
«مَن التَّوَاضُع آن تَرضَى بِالمَجلِسِ دُونَ المَجلِس، وَأن تُسَلّم عَلَى مَن تَلقَى وَ آن تَترُکَ المِرَاءَ وَإِن کُنتُ مُحِقاً، وَ لا آن تُحِبَّ آن تُحمَدَ عَلَى التَقوَى؛ تواضع آن است که در نشستن به پائین مجلس راضی باشی و به هرکس برخورد نمودی، سلام کنی و مجادله را ترک کنی، اگرچه حق با تو باشد و دوست نداشته باشی که تو را به تقوا بستایند». (الکافی/ج2/ ح6 باب التواضع/ص123)
 (منبع: آسیب‌شناسی فعالیتهای گروهی. میثم محسنی ص 40)

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *