بایسته‌‌‌های جذب

افلاطون، برای تربیت معنا و مفهومی «راز آلود» قائل می‌‌گردد که به سادگی نمی‌‌توان حقیقت آن را فهمید. یکی از دلایل راز آلودگی تربیت این است که وجه تمایز آن با تعلیم؛

شفاف و روشن نیست، تربیت، در فضای کاذب و مصنوعی صورت نمی‌‌پذیرد و آموزگار و معلم هرگز در قالب آموزش و تعلیم صرف قادر به تربیت نخواهند بود؛ چراکه تربیت امری است پرورشی و اصیل که تنها از عهده مربیان آگاه و دلسوز بر می‌‌آید.
از آنجا که اصلی‌‌ترین عنصر تربیت، در واقع رفتار، اندیشه، مرام و منش مربی است پس چنین به نظر می‌‌رسد که فرآیند جذب در صالحین تنها از عهده افرادی بر‌اید که متخلق به اخلاق اسلامی و آراسته به صفات پسندیده باشند.
به عنوان مثال، در جریان انقلاب که امام راحل (ره) توانستند به عنوان یک مربی اسوه و کم نظیر، دل‌های میلیونها مسلمان عاشق و دلداده را به خود جذب و شیفته نماید آیا در این راه سرمایه‌‌ای جز اخلاص، معنویت، اخلاق و استقامت داشته است.
امام (ره) چون به زدگی‌اش صبغه الهی بخشیده بود و چون مرد خدا بود توانست، صاحبان دل‌های پاک و سلیم را که فطرتاً به مردان خدا گرایش ذاتی دارند و نیز دوست داران حق و حقیقت و پاکی را، در سراسر عالم به خود جذب نماید.
به راستی، جذبه امام (ره) با دل‌های عاشق چه کرده است که وقتی سردار خیبر، شهید حاج ابراهیم همت شنید، حضرت امام فرموده است: جزیره مجنون باید حفظ شود! آن‌قدر آنجا ماند و مقاومت کرد که همانجا شهید شد.
شکند اگر دل من بفدای چشم مستش  سر خم می‌‌سلامت شکند اگر سبویی
امام راحل (ره) همچنین در جریان انقلاب اسلامی، الگوی تمام عیار یک طرح تربیتی بزرگ را در ایران خلق کرد و در معرض دید جهانیان قرار داد؛ چنانچه ایشان اوّل خود را به علم و عمل و‌‌ایمان و تقوا مجهز کرد و سپس به بستر‌‌‌سازی لازم برای تحقق این انقلاب بزرگ در سطح کشور پرداخت، درست از سال 42 تا بهمن 57.
در ادامه امام (ره) به انجام رسالت اصلی خویش در این خصوص پرداخت که در واقع همان؛ بصیرت‌دهی، روشنگری، نصیحت و هدایت امت بود.
پس از آن و در مرحله پایانی این جریان عظیم؛ امام (ره) اقدام به راه‌اندازی تشکیلات رسمی در این رابطه کرده و دولت و حاکمیت تشکیل داد.
بنابراین و با الهام از مدل تربیتی امام (ره) در جریان انقلاب، مربیان و سرگروه‌های صالحین نیز اوّل باید به اصلاح نفس خویش و تحصیل علوم دینی به اندازه ضرورت و نیاز بپردازند.
سپس شرایط لازم برای راه‌اندازی حلقه‌‌‌های تربیتی صالحین را فراهم کرده و موانع را حتی الامکان از پیش رو بردارند و در مرحله بعد، به بصیرت‌‌‌دهی و هدایت افراد و نیز رشد و ارتقاي سطح آنان بپردازد.
مربی صالحین، برای جذب باید حتماً ناصحانه به سراغ مخاطب برود که نصح به معنای خیر‌خواهی مشفقانه است؛ یعنی آنکه او از صمیم قلب دوست داشته باشد مردم سعادتمند شوند.
قرآن کریم در این‌باره، خطاب به پیامبر رحمت صلّي‌الله عليه وآله می‌‌فرماید: لعلک باخعٌ نفسَک الایکونوا مؤمنین (شعراء / آیه 3) یعنی: گویی می‌‌خواهی جان خود را از شدت اندوه از دست‌‌‌ دهی به خاطر اینکه آنها ‌‌ایمان نمی‌‌آورند.

در واقع برای این کار، سوز درونی مربی برای هدایت دیگران، بیشتر از سایر موارد، دل‌های متربیان را نرم و متمایل نموده و ایشان را آماده پذیرش راه حق و حقیقت می‌‌نماید.
در خاطرات شهید قدوسی مدیر مدرسه حقانی، قبل از انقلاب نقل شده است که او، گاهی برای آنکه یک طلبه را به مبارزه و حرکت دعوت کند یازده ساعت با او به گفتگوی رو در رو می‌‌نشسته است.
بر این اساس، مربیان و سرگروه‌های حلقه‌‌‌های صالحین، باید به دقت در این‌گونه مسائل و خاطرات الهام‌بخش تأمل کنند و از آن درس بگیرند؛ چراکه به عنوان مثال، در همین ماجرایی که نقل کردیم، ببینید سوز درونی، اخلاص و نصح مشفقانه شهید بزرگوار، قدوسی را که مثال زدیم، چقدر اثر تربیتی بالایی دارد و به چه میزان الهام‌بخش است که هنوز بعد از گذشت چند دهه از شهادتش، حتی بیان خاطره آن رویداد هم ما را متحول می‌‌کند. مربی تربیتی باید در این راه مقدس و دشوار به هدفش ‌‌ایمان داشته باشد تا از راه نماند و استقامت بورزد؛ چنانچه وقتی قرآن می‌‌گوید: «آمن الرسول بما انزل الیه من ربه»؛ یعنی پیامبر صلّي‌الله عليه وآله به راهش‌‌ایمان داشته است، بدون شک این ‌‌ایمان و یقین قلبی بخودی خود، یکی از رموز اصلی موفقیت ایشان در دعوت به راه حق بوده است.
مربی صالحین همچنین باید تلاش نماید تا همواره در طول حیات، داعیاً الی الله باشد و مدام مردم را به سوی خدا دعوت کند، از کتاب خدا و مکتب اهل‌بیت عليهم‌السّلام برای آنها بگوید، مبلّغ قال الباقر و قال الصادق علیهم‌السّلام باشد، مردم را به دین خدا دعوت کند و حرف‌‌‌های آسمانی بزند، همان‌گونه که رسول گرامی اسلام صلّي‌الله عليه وآله؛ عالی‌‌ترین مربی تاریخ خلقت بشر، همین‌گونه بوده است، ایشان نه هرگز از روی هوای نفس سخن می‌‌گفته؛ بلکه «ما ینطق عن الهوی» (نجم، 3) بوده است و نه حرفی جز آنکه مرضی درگاه الله بوده باشد، به زبان جاری می‌‌کرده؛ كه «إن هو الا وحی یوحی» (نجم، 4) است؛ یعنی سخن او هیچ غیر وحی خدا نیست.
استاد شهید مرتضی مطهری، در این‌باره در کتاب ارزشمند «جاذبه و دافعه» ویژگی بارز دعوت انبیاء الهی را نفوذ در گستره زمان، مکان و دل‌های بی‌شمار می‌‌داند و این نوع جاذبه را جاذبه سه‌بعدی برمی‌‌شمرد.
وی در ادامه، با بیان این مطلب که جاذبه علی علیه‌السّلام از قدرتمندترین جاذبه‌هاست، دلیل آن را این‌گونه برمی شمرد که: «این جاذبه هم سطح وسیعی از جمعیت انسان‌ها را مجذوب خویش ساخته است و هم به یک قرن و دو قرن پیوسته نیست و بر گونه قرون و اعصار می‌‌درخشد و هم در گستره زمین، مناطق زیادی را به خود اختصاص داده است، مناطق بسیاری که شیعیان و محبان علی علیه‌السّلام، اکنون در سراسر بلاد اسلام در آن سکونت دارند. علامه شهید، در ادامه، رمز جاذبه نیرومند علی علیه‌السّلام را این‌گونه ذکر می‌‌کند: علی اگر رنگ خدا نمی‌‌داشت و مرد الهی نمی‌‌بود تا بحال حتماً فراموش شده بود». (جاذبه و دافعه، ص 31)

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *