جذب با کیمیای محبت

قرآن کریم همچنین یکی دیگر از شاخصه‌‌‌های اصلی و صفات برجسته نبی مکرم اسلام صلّی‌الله علیه و آله را که در واقع رمز نفوذ حضرت علیه‌السّلام در جامعه هدف می‌‌داند؛ مجهز بودن ایشان به اکسیر کم‌نظیر محبت و کیمیای ارزشمند عطوفت و رحمت و نرمی و ملاطفت بر می‌‌شمرد…

چنانچه خداوند متعال به پیغمبر رحمت صلّي‌الله عليه وآله که همگان او را به عنوان «رحمه للعالمین» می‌‌شناسند می‌‌فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛ به موجب لطف و رحمت الهی، تو بر ایشان نرم دل شدی، که اگر تندخوی سخت‌دل بودی، از پیرامونت پراکنده می‌‌شدند». (آل عمران، ص 159)
بر این اساس، مربی صالحین، باید برای جذب دل‌ها، اهل مدارا و نرمی باشد صبر و حوصله به خرج دهد و با بی‌حوصلگی و تندی متربیان را از گرد خویش فراری ندهد، در این‌باره، حتماً شما هم این مثل معروف را شنیده‌اید که می‌‌گویند: «از محبت خارها گل می‌‌شود.»
و نیز به قول شاعر نکته‌بین و ظریف:
درس معلم ار بود زمزمه محبتی    جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را
به هر حال، در بیان اهمیت این موضوع، همین بس که مولای متقیان امیرمؤمنان، علی علیه‌السّلام در فرمان خویش به مالک اشتر، رمز نفوذ در دل‌های مردم را مهر و محبت بر شمرده و می‌‌فرماید:
«و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم. . . ؛ احساس مهر و محبت به مردم و ملاطفت با آنها را در دلت بیدار کن. . .». (نهج البلاغه، نامه 53)
حال که دانستیم فرآیند جذب در جریان صالحین؛ نخست امری درونی است و به اخلاص و معنویت فرد بر می‌‌گردد و نیز متذکر شدیم که مربی و سرگروه صالحین باید خودش اوّل مثل چراغ، روشنایی داشته باشد تا کسانی را که گرایش فطری به نور و روشنایی دارند به خود جذب نماید.
اکنون به بیان نکاتی چند در خصوص سایر مؤلفه‌‌‌های اثرگذار بیرونی در فرآیند جذب می‌‌پردازیم:
یکی از عوامل بسیار مؤثر در انجام فرآیند جذب، توان برقراری ارتباط با متربی، از سوی مربی و سرگروه است. البته، هرچند برقراری ارتباط، فی نفسه و به خودی خود، در واقع هنر مربی و سرگروه به شمار می‌‌آید، امّا باید توجه داشته باشیم که هرگز در این زمینه بدون مخاطب‌شناسی درست، نمی‌‌توان با دیگران ارتباط برقرار کرد، چنانچه اسلام از یک سو به کیفیت برقراری ارتباط اشاره دارد و در آموزه‌‌‌های تربیتی خود حتی نوع، عمق و نحوه نگاه کردن افراد را نیز در جذب مخاطب مؤثر می‌‌داند، و از سوي دیگر به مربیان تربیتی توصیه می‌‌کند که پس از شناخت ظرفیت مخاطبانشان، تنها به اندازه درک و فهم آنان، پیام رسانی و تبلیغ نمایند، در این‌باره، در روایات اسلامی می‌‌خوانیم: «نکلّم الناس علی قدر عقولهم؛ با مردم به اندازه درک و فهمشان سخن می‌گوییم». (بحار، ج1، ص85)
در خاطرات شهید مظلوم، دکتر آیت‌الله بهشتی (ره) آمده است که گاهی پیش خودش ابراز ناراحتی و نگرانی می‌کرد و با خود سخن می‌‌گفت؛ وقتی با اصرار از وی خواستند که دلیل نگرانیش را بگوید، اظهار می‌‌داشت: «در تمام عمر و در تمام طول زندگی‌ام از هیچ چیز به این اندازه رنج نبرده‌ام که در بعضی مواقع، آن ارتباط شایسته و نیکویی را که باید با انسان‌ها برقرار کنم، گاه موفق نبوده‌ام».

اهمیت موضوع برقراری ارتباط در این رابطه چنان است که در سیره عملی رسول گرامی اسلام صلّی‌الله علیه وآله آمده است که برخورد ایشان با دیگران طوری بود که از هر کس از مخاطبان آن حضرت (ص)؛ چه میانسال، چه جوان، چه باسواد یا بی‌سواد و چه روستایی یا شهری، می‌‌پرسیدند: اکنون که خدمت حضرت رسول (ص) شرفیاب شدید؛ فکر می‌کنید چه کسی نزد پیامبر صلّی‌الله علیه وآله از همه عزیزتر است؟ حتماً می‌‌گفت: من!
همچنین رسول گرامی اسلام صلّی‌الله علیه وآله، در زمینه برقراری ارتباط مؤثر با مخاطبانش چنان دقت داشت که وقتی در جمع قرار می‌‌گرفت و سخنرانی می‌کرد، حتی نگاهش را نیز به طور مساوی بین افراد تقسیم می‌‌نمود. در این خصوص، امام صادق علیه‌السّلام؛ در روایتی ارزشمند می‌‌فرماید:
«کان رسول الله صلّی‌الله علیه وآله یقسم لحظاته بین اصحابه، فینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسویه؛ همیشه رسول خدا صلّی‌الله علیه وآله، لحظه‌‌‌های خود را میان افراد به‌طور مساوی تقسیم می‌کرد».
به هر حال، در این مجال و به جهت اهمیت موضوع، در ارتباط با مخاطب‌شناسی جذب، بیان دو نکته مهم دیگر حائز اهمیت اساسی است که بدان می‌‌پردازیم:
ـ اوّل آنکه سر گروه و مربی صالحین باید بداند كه قرار است با یک انسان ارتباط برقرار کند، با یک خلیفه خدا بر روی زمین، با یک اشرف مخلوقات.
در این خصوص، ذکر مضمون یکی از فرمایشات ارزشمند امام راحل (ره) در جمع معلمان خالی از لطف نیست؛ که می‌‌فرمود: «فکر نکنید این تنها یک بچه کشاورز یا نجار و بقال است؛ بلکه فکر کنید این دانش‌آموز، رئیس‌جمهور آینده، وکیل آینده و یا وزیر آینده این مملکت خواهد شد.» البته، نگاه اسلام نیز به این موضوع درست به همین شکل است، چنانچه در روایت معروف رسول گرامی اسلام صلّی‌الله علیه وآله، پیرامون سه دوره متوالی هفت ساله در تربیت فرزندان، وقتی در خصوص هفت سال اول، سخن به میان می‌‌آید، ایشان می‌‌فرماید: «الولد سید سبع سنین؛ کودک در هفت سال اوّل سید است، آقاست (احترامش کنید، بگذارید فرمانروایی کرده و سیادت داشته باشد)».
که این روایت می‌تواند ناظر به اهمیت تکریم شخصیت مخاطب نیز باشد.
ـ دومین نکته حائز اهمیت اساسی در موضوع مخاطب‌شناسی جذب آن است که مربی و سرگروه صالحین همواره به تفاوت انسان‌ها و متمایز بودن هر فرد از دیگری توجه داشته باشد؛ زیرا در واقع، هر متربی جوان و نوجوان، یک انسان خاص، با صفات و ویژگی‌‌‌های منحصر به فرد خود می‌‌باشد که دنیایی متفاوت از دیگران دارد؛ پس بر این اساس، مربی نباید هیچ‌گاه به دنبال پیچیدن یک نسخه واحد برای تمامی مخاطبانش باشد.
در این میان چه‌بسا دیده می‌شود که گاهی کسی با یک لبخند جذب می‌‌شود، دیگری نیازمند تلنگری است که تأمل کند و به یکی نیز باید تشر زد تا از خواب غفلت بیدار شود و به حرکت درآید. به دیگر سخن آنکه، مربی اوّل باید بداند که مخاطبش کیست؟ در چه سطحی قرار دارد؟ در شرایط فعلی در حال طی کردن کدام مسیر است؟ و از همه مهم‌‌تر، نیاز واقعی او چیست؟
حال، وقتی سر گروه و مربی صالحین، به اهمیت این مسئله پی‌برد که انسان‌ها متفاوتند و روح و روان آدمی که نیازمند تربیت است، در واقع فرمول‌بردار نیست و نسخه تربیتی واحدی ندارد، آن‌گاه، به نگاه جامع و کاملی در این زمینه دست خواهند یافت و لایه‌‌‌های پنهان جذب و مخاطب‌شناسی در جریان صالحین برایشان مکشوف خواهد شد، شناختی که دستیابی به آن، قطعاً در برنامه‌‌ریزی‌‌‌های تربیتی آینده او مفید و مؤثر خواهد بود.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *