بابای مهربانی

روزى بـه کاخ معاویه رفتم، وقت نهار آن قدر غذای گرم، سرد، ترش و شیرین پیش من آوردند كه تعجّب كردم. آنگاه طعام دیگرى آوردند كه آن را نشناختم.
در اینجا بى اختیار گریه ام گرفت و گریستم…


معاویه با شگفتى پرسید: ای احنف بن قیس علّت گریه‌ات چیست؟
گفتم: به یاد على بن ابیطالب علیه السّلام افتادم، روزى در خانه او بودم، وقت طعام رسید. آنگاه سفره ای آوردند که محکم بسته شده بود.
گفتم: در این سفره چیست؟ فرمود: آرد جو.
گفتم: چرا آن را بسته‌اید؟
فـرمـود: مى‌ترسم حسن و حسین (علیهماالسلام) بر آن روغن حیوانى یا روغن زیتون بریزند. گفتم: یا امیرالمومنین (ع) مگر این كار حرام است؟
حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) فرمود: نه؛ بلكه بر امامان لازم است درغذا خوردن مانند مردمان عاجز و فقیر غذا بخورند. تا هـر وقـت فـقـر بـه آنـها فشار آورد بگویند: سفره امیرالمومنین هم مانندسفره ماست. مـعـاویـه گـفـت: اى احـنـف بن قیس از مـردى یـاد كـردى كـه فـضـیـلت او قابل انكار نیست. (اصل الشّیعه و اصُولُها، ص 65)

سخاوت و بخشندگی امام علی (ع)
او بخشنده‌تر از ابرهای پرباران بهاری بود. اگر علی (ع) انباری پر از زر و اتاقی پر از کاه می‌داشت، پیش از آنکه کاه را ببخشد، زر را می‌بخشید. به محل تقسیم بیت المال می رفت، در آن نماز می گزارد و می‌گفت: ای زرد و ای سپید (طلا و نقره) مرا نمی‌توانید فریب بدهید. (سیره معصومین جلد3)
با آنکه بر همه امپراطوری اسلامی، فرمانروایی داشت، از خود ارثی بر جای نگذاشت. او هرگز به نیازمندی پاسخ رد نگفت.
در بردباری و گذشت، علی (ع) از همه مردمان، گوی سبقت را ربوده بود. او در جنگ جمل، مروان را گرفت، با آنکه این شخص از دشمن ترین مخالفان علی (ع) بود، اما علی (ع) از وی درگذشت.
همچنین آن حضرت عبیدالله‌بن زبیر که یکی از سرسخت‌ترین دشمنانش بود و به علی (ع) آشکارا ناسزا می‌گفت را اسیر کرد ولی او را مورد عفو قرار داد و به او گفت: «برو! نمی‌خواهم تو را ببینم.» و سخنی بیشتر از این بر زبانش نراند.
سعیدبن عاص نیز پس از واقعه جمل در مکه به دست علی (ع) گرفتار شد، ولی آن حضرت به او سخنی نگفت و از او کناره گرفت و هیچ‌کس از شرکت کنندگان در جنگ جمل و مردم بصره را مورد مجازات و قهر خود قرار نداد و منادی آن حضرت در شهر ندا می‌داد: «هر کس که از میدان گریخته، تعقیب نمی‌شود. با مجروحان کاری نیست و هیچ اسیری کشته نخواهد شد و آن کس که سلاح خود را بر زمین گذارد امان خواهد یافت.» و دقیقا شیوه پیامبر (ص) در فتح مکه را در پیش گرفت.

در جنگ صفین ابتدا لشکر معاویه، راه آب را بر او و یارانش بستند و ایشان را از دسترسی به آب بازداشتند، اما زمانی که زمام جنگ به دست علی (ع) و یارانش افتاد، به وی گفتند: آیا آب را بر روی سپاه شام ببندیم، همان طور که خود آنها چنین کردند؟ آن حضرت پاسخ داد: خیر سوگند به خداوند «هرگز کردار آنها را در پیش نخواهم گرفت» و پیوسته به سپاهیانش سفارش می‌کرد کسانی را که از میدان کارزار می‌گریزند، تعقیب نکنند و مجروحی را به قتل نرسانند.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *