موضوع درس: پروانه‌‌های شلمچه

امام خامنه‌ای: شما (بسیجی‌ها) باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید.

(در جمع بسجیان نمونه، 6/4/1368)


شهردار ارومیه بود، بعضی وقت ها تا شب سر کار بود، یک شب که باران شدیدی می‌بارید، از جا بلند شد وگفت: پاشو بریم. من معاونش بودم. باهم رفتیم به یک محله حلبی آباد، گفتم: اینجا چرا آمدی؟ گفت: مگر نمی‌بینی چقدر روی زمین آب جمع شده، ما شهردار این شهر هستیم، باید جوابگو باشیم. آب داخل خانه پیر مردی می‌شد، درب منزلش را زدیم، تا چاره‌ای بیندیشیم، پیرمرد تا در را باز کرد، بدون اینکه شهردار را بشناسد، با عصبانیت شروع کرد به شهردار و شهرداری هر چه دلش می‌خواست گفت. مردم با صدای پیرمرد جمع شدند. مهدی باکری شهردار ارومیه، از مردم بیلی گرفت و شروع کرد به زمین کندن، مسیری برای آب باز کرد تا آب داخل خانه پیر مرد نرود. (خاطرات شهید باکری)
افتادگی آموز اگر طالب فیضی     هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
انسانی که متکبر باشد، مانند زمین بلندی  است که اگر باران ببارد، ذره‌ای آب نمی‌تواند در خود جمع کند، و زمینی که آب نخورد، همیشه خشک و بدون حاصل و ثمر است، اما زمینی که افتاده و صاف باشد، تا دلت بخواهد آب می‌خورد، سرسبز می‌شود. پرثمر و حاصلخیز می‌شود و مردم با دیدنش لذت می‌برند.
قال الصادق علیه السلام: ما من رجلٍ تَکبّرَ اَو تَجبّرَ الا لِذلَّه وَجَدها فی نَفسه ِ(کافی ج 2ص312)
هیچ مردی نیست که تکبر کند یا ظلم نماید مگر بخاطر کوچکی و احساس حقارتی که در وجودش سراغ دارد.
خداوند در قرآن بندگان خاص خودش را این‌گونه معرفی می‌کند:
«و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا؛ بندگان خوب خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بدون تکبر در زمین راه می‌روند.» (سوره فرقان آیه 63)
مربی در مورد هرکدام از گلبرگ‌‌های گلِ تواضع توضیحاتی برای بچه ها بدهد.
واقعاً این شهدا بندگان خوب خدا در روی زمین بودند. انسانهایی که مثل یک درخت میوه، هرچه بیشتر ثمر و میوه دادند، سربه زیرتر و افتادتر می‌شدند . یکی از رزمندگان تعریف می‌کرد: داخل کانتینر جلسه داشتیم، در همین حال یک تویوتا جلوی کانتینر توقف کرد، بلند شدم به راننده گفتم: ماشین رو خاموش کن، اینجا جلسه هست.

راننده گفت: خدا خیرت بده کمک کن این طنابها را خالی کنیم. گفتم: راننده تویی وظیفه خودته. راننده رفت بار را خالی کرد، منم رفتم جلسه، بعد از ده دقیقه دیدم همان راننده آمد توی جلسه، همه به احترامش بلند شدند، وقتی او را معرفی کردند، تازه فهمیدم او آقا مهدی باکری فرمانده تیپ بود.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *