یک سنگر مهربانی(ایثار)

برای بچه ها شکلات آورده بودند. مصطفی می گفت: هرکس شکلاتش را به من بدهد، من برایش قرآن می‌خوانم، هرچی اصرار کردیم که آنها را برای چه جمع می کند، چیزی نگفت، من هم گفتم: به شرطی که برام یاسین بخوانی می‌دهم. مدتی بعد، به دیدار خانواده شهیدی در بوشهر رفتیم، وضع مالی مصطفی شمسا طوری نبود که بتواند برای آنها چیزی بخرد. شکلات‌ها را در آورد و به بچه‌ها داد. خجالت کشیدم از اینکه گفته بودم، برایم یاسین بخواند. (شهید مصطفی شمسا، زنگ عبور، ص27)

60

1- به معنای بخشش و نیکی کردن؟ (احسان)
2- راننده هواپیما را گویند؟ (خلبان)
3- دور دهان را گویند؟ (لب)
4- مایع حیات؟ (آب)
5- آخرین کتاب آسمانی؟ (قرآن)
6- دوست و رفیق سوزن؟ (نخ)
7- اولین عدد؟ (یک)
8- رودی در استان خوزستان؟ (کارون)
حروف اول جوابها را به هم وصل کنید تا رمز جدول به دست بیاید.
رمز جدول: اخلاق نیک

علی (علیه السلام) می فرماید: خیرُ المکارمِ الایثار (غرر الحکم ص376)؛ ایثار بهترین اخلاق است.
الایثارُ اشرفُ الاِحسانِ (غررالحکم ص4)؛ ایثار بهترین نیکی کردن هست.
الایثارُ افضلُ عباده واجلُ سیاده (غرر الحکم 1148)؛ ایثار با فضیلت‌ترین عبادت و بالاترین بزرگی است.
معنی ایثار این  است که خود شخص به چیزی نیاز داشته باشد، ولی آن را به شخص دیگری که نیاز بیشتری دارد، ببخشد، اما انفاق در جایی است که خودش نیاز ندارد، یا اینکه خودش هم استفاده می‌کند و به دیگران هم می بخشد. خداوند هر دو را دوست دارد و به هر دوکار، ما را دعوت کرده است، ولی کسانی که ایثار می‌کنند، نزد خدا عزیزتر هستند.
از گلوی خود ربودن وقت حاجت همت است
ورنه هرکس وقت سیری پیش سگ نان افکند (صائب)

خداوند در قرآن می‌فرماید:
ویؤثِرونَ علی انفسِهم و لو کانَ بِهِم خَصاصَه (حشرآیه 9)؛ و دیگران را برخود ترجیح می دهند هرچند خود نیاز دارند.
ویُطعِمونَ الطعامَ علی حبّهِ مسکیناً ویتیماً واسیراً (انسان آیه8)؛ وآنان (علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام) به مسکین و یتیم و اسیر غذا دادند، هرچند که خود بدان نیاز داشتند.
دوست شهید ابوالفضل رفیعی، ازخاطرات دوران کودکیشان تعریف می‌کند. زمان ما در روستا خانواده ها فقیر بودند.ابوالفضل خیلی دست و دل باز بود و مادرش خیلی به او می‌رسید. مدرسه که می‌رفتیم، خوراکی هایش را با من نصف می‌کرد. هنوز یادم هست، روزی یک تخم مرغ آب پز آورده بود، با همان دستهای کوچکش آن را نصف کرد و نیمی را به من داد و نیمی را خودش خورد. (علقمه ص28)

همین خصوصیت شهدا بود که باعث شد، در زمان جنگ، وقتی دیدند که جان هم‌میهنانشان به خطر افتاده، ایثارگری کردند و برای حفظ کشور به جبهه‌ها رفتند و جانشان را تقدیم کشور اسلامی کردند.
تعریف می کنند که شهید بابک سرمد، وقتی بچه بود، دیدیم با عجله آمد خانه و لباسهای ورزشی را برداشت و برد، از پنجره نگاه کردم، دیدم آنها را داد به یکی از دوستانش. وقتی برگشت خوشحالی تو چهره‌اش موج میزد. با عصبانیت گفتم من تازه لباسها رو اتو کرده بودم! چه کار کردی؟!
بغض کرد وگفت: دوستم همه نمراتش بیست شده، اما اگه لباس ورزشی نپوشد، دو نمره از ورزشش کم
می شود!

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *