محورهای رشد در صالحین (1)

عوامل رشد و هدایت…

1. مجاهدت در راه حق.
2. کسب تقوای الهی (آیات مربوط به این دو عامل در بخش‌‌‌های قبلی گفته شد).
3. آمادگی برای پذیرش حق و حقیقت.

قرآن کریم در خصوص ضرورت پذیرش حق و حقیقت و نقش آن در راهیابی به مسیر هدایت می‌‌فرماید: «الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه، اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب؛ کسانی كه سخن بشنوند و به نیکوتر آن عمل کنند، آنان را خدا به لطف خاص خود هدایت می‌‌نماید و آنان به حقیقت خردمندان عالمند».  (زمر، 18)
4. ایمان به خدا، هجرت و جهاد فی سبیل‌الله.
قرآن کریم در این زمینه نیز می‌‌فرماید: «والذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل‌الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون؛ آنان‌که‌ ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند، آنان را نزد خدا مقام بلندی است و ایشان رستگاران دو عالمند».  (توبه، 20)
در خاتمه این بحث و به جهت اهمیت موضوع، به بیان سه ویژگی رفتاری کسانی که در گرداب ضلالت و تاریکی غرق شده‌اند و برخلاف مسیر رشد حرکت کرده‌اند می‌‌پردازیم:
الف) غفلت از آیات الهی و تفکر نکردن در عظمت هستی.
ب) دلبستگی به مادیات و راضی شدن به زندگی دنیا.
ج) نسیان و فراموشی آخرت و محاسبه روز جزا.
پنج محور رشد در صالحین
محور اوّل: رشد عقلانی
برای رسیدن به رشد عقلانی حتماً باید قدرت تفکّر، تأمل و تدبر اعضاي حلقه تربیتی را با برنامه‌‌ریزی صحیح افزایش داد، بر این اساس در این دوره، تقویت روحیه پژوهش و تحقیق در افراد و نیز تلاش برای برقراری انس و الفت متربیان با کتاب و مطالعه، از اهم وظایف مربی صالحین در مسیر ارتقاي سطح اندیشه مخاطبان می‌‌باشد.
یکی از راه‌های تعمق اندیشه، تأمل‌ورزی و خردمندی در افراد مختلف، ایجاد فرصت تأمل و تفکر برای آنها، در خلال برگزاری جلسات صالحین است که البته برای این کار مربی می‌تواند مثلاً بعد از طرح موضوع بحث، از متربیان بخواهد که دقایقی پیرامون این موضوع فکر کنند و یا اینکه با طرح سؤال و ترغیب افراد به مشارکت در مباحث، قدرت تحلیل و اندیشه آنان را بالا ببرد.
بزرگی می‌‌گفت: «در آموزش به افراد اگر چیزی را به کسی گفتی یادش می‌‌رود، اگر یاد دادی شاید به خاطر آورد، امّا اگر درگیرش کردی، هرگز فراموش نمی‌‌کند».
همچنین در این زمینه، برگزاری مراسم بزرگداشت اندیشمند مسلمان در مسجد و محله و در مناسبت‌های خاص سال، تا حدی می‌تواند عاملی مؤثر در ترغیب متربیان و اعضای گروه، نسبت به پاسداشت عقل و اندیشه باشد؛ به‌عنوان مثال اگر در سال روز شهادت استاد مطهری (ره) مجلس با شکوهی برپا گردد و در آن افراد صاحب‌نظر، پیرامون اندیشه‌‌‌های استاد سخنرانی کنند، قطعاً جوانان و نوجوانان، به‌طور ناخودآگاه مشتاق الگوپذیری از این بزرگان خواهند شد؛ چنان‌که اگر در این جلسه، مثلاً گفته شود که شهید مطهری در بیان خاطراتش می‌‌گوید: «گاهی از فرط خستگی، چشم‌هایم نمی‌‌دید و گوش‌هایم نمی‌‌شنید و پاهایم توان تحمّل وزن بدنم را نداشت».
و یا در مناسبت‌های دیگری پس از زمینه‌‌‌سازی مناسب در جمع اعضای حلقه تربیتی این مطلب بازگو شود که علامه شهید محمد باقر صدر، در سن هجده سالگی، شانزده ساعت در شبانه‌روز مطالعه می‌‌کرد، خودبخود اعضای گره به تفکّر، اندیشیدن، مطالعه و تلاش ترغیب و تشویق می‌‌شوند.
در این خصوص، یکی از مربیان خوش‌ذوق صالحین در یکی از مساجد مشهد مقدس می‌‌گفت: «ما با هدف ارتقاي فرهنگ مطالعه در افراد، روش «مطالعه بالینی» و یا همان «کتاب درمانی» را در حلقه‌‌‌های تربیتی صالحین اجرا کرده‌‌ایم.»
در این روش، متربیان سعی می‌کنند كه خط‌به‌خط یک کتاب مفید را بخوانند، مطالب مهمش را حفظ ‌کنند و سپس با راهنمایی یک مربی آگاه و با بصیرت، به حاشیه زدن آن کتاب، مرتبط با هر پاراگراف بپردازند تا به این ترتیب، به تدریج آن کتاب، برای آنها تبدیل به یک نسخه شفابخش معنوی و یا یک دفترچه راهنمای معالجه بالینی در مواقع نیاز و ضرورت گردد.
محور دوم: رشد عاطفی
جوانی و نوجوانی، سنّ افزایش شدت هیجانات در افراد است و اگر عواطف انسانی در این سن کنترل و هدایت نشود، گاه در دام جهت‌گیری‌‌‌های تند و افراطی گرفتار می‌‌آیند و گاه نیز بی‌اثر و خنثی به خاموشی می‌‌گرایند.
جوان و نوجوان نیازمند برنامه‌‌ریزی دقیق برای رشد عاطفی هستند، رشدی که به آنان تعادل روحی و روانی ببخشد، خواهش‌‌‌ها و نیازهای متضادشان را برآورده سازد و احساسات پاکشان را به سمت و سوی مناسبی هدایت کند. جوانی سن دلبستگی‌ها، افراط و تفریط‌‌‌ها و نوسانات شدید عاطفی؛ از سکون، خمودی و سردی تا طغیان، دگرگونی، انقلاب و انفجار است.
در جوانی عواطف و احساسات نیز همگی جوان و پویا و در کارند؛ بنابراین لازم است که در جریان صالحین همواره تلاش شود تا عواطف پرشور جوان و نوجوان توسط مربی و سرگروه با برنامه‌‌ریزی صحیح و مناسب، به تدريج به حدّ اعتدال برسد و بتوانیم در پایان این مرحله، عواطف شخصی و خصوصی جوان را از مرحله «پست شدن» و «ادنی ماندن» به مرتبه «عالی شدن» و «متعالی بودن» سوق دهیم و تلاش کنیم که مبادا لذت‌‌‌ها و سودهای کم‌قیمت، خدای ناکرده زندگی جوان و نوجوان را متوقفش کند و راه تحول و تعالی را به رویش ببندد. جوان قدرت عمل دارد تا با عمل خویش برای خود صفت و خوی بسازد و بنیان اعتقادی و شخصیت فکری خود را پایه‌‌ریزی کند؛ پس حال از آنجا که دینداری و رشد عواطف انسانی در جوان و نوجوان همیشه مرهون اصل سعی و جهاد است.
متّحد جان‌های شیران خداست  جان گرگان و سگان از هم جداست

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *