مراد از جذب چیست و به چه چیز باید جذب نماییم؟

مراد از جذب چیست و به چه چیز باید جذب نماییم؟
همان‌گونه که آهن‌ربا، با داشتن خاصیت مغناطیسی، می‌تواند براده‌‌‌های آهن را به خود جذب کند، در انسان نیز خواص و نیروهای خاصی وجود دارد که او را به یک منبع مولد و پویای جذب و دفع فعال تبدیل کرده است.

نیروهای مغناطیسی خاصی همچون: عشق، محبت، صفا و صمیمیت، همگی از جمله خواص منحصربه‌فرد انسانند که موجب گرایش سایر همنوعان به وی می‌‌شوند.
انسان، درست مثل آهن‌ربا، با سه شرط می‌تواند کسانی را به خود جذب کند:
 – اوّل: آنکه خاصیت آهن‌ربایی خود را شناسایی، حفظ و تقویت نماید.
 – دوم: آنکه در مدار و محور جذب و کشش واقع شود.
 – و سوم آنکه مخاطبانی متناسب جذب با این قبیل خواص انسانی پیدا نموده و به خود جذب نماید (یافتن دل‌های مستعد و آماده) .
به هر حال، در این خصوص، لازم به ذکر است که هرچند معنای اصطلاحی جذب در جریان صالحین، یعنی آنکه فرد یا افرادی را برای عضویت در حلقه صالحین و پیوستن به جمع جوانان و نوجوانان مسجدی ترغیب و متمایل نماییم، امّا در اصل؛ مراد از جذب، در اجرای یک برنامه تربیتی هدف‌دار؛ در واقع یعنی تشنه کردن مخاطب برای تلاش و حرکت در این مسیر خطیر.
جذب یعنی رغبت‌انگیزی در مخاطب برای فعالیت در گروه ونیز وارد نمودن تلنگر لازم در او، همراه با کشش و کوشش مناسب و لازم.
جذب در واقع مرحله اصلی فرآیند صالحین و بستر تحقّق مراحل تثبیت و رشد است. در این‌باره تا به حال، در بین ما این‌گونه مرسوم بوده است که افراد، قبل از شروع مرحله جذب، ابتدا به آموختن و تحصیل فنون ارتباط مؤثر، مخاطب‌شناسی جوان و نوجوان و روش‌های تبلیغ و سایر مسائلی از این دست می‌‌پرداخته‌اند امّا در این مجال، لازم به یادآوری است که در مکتب تربیتی اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام؛ جذب، در وهله نخست و در بدو امر، یک مسئله دورنی، باطنی و فردی به شمار می‌‌آید که مربی باید قبل از تحصیل مراتب بیرونی آن، ابتدا بايد به تهذیب نفس، پالایش و صیقل روح خود در این زمینه بپردازد.
بر این اساس وقتی که از درون کسی نور ساطع گردید، دیگر بدون شک دوستداران روشنایی و نور قطعاً به سمت او متمایل و راغب خواهند شد.
به تعبیر زیبای مرحوم نراقی در طاقدیس:
 نفس خود ناکره تسخیر‌‌ای فلان  چون کنی تسخیر نفس دیگران
 نفس را اوّل برو در بند کن   پس برو آهنگ وعظ و پند کن
همچنین سؤال مهم دیگر در این رابطه، آن است که بدانیم در جریان اجرای صالحین، سرگروه و مربی باید متربی را به چه چیزهایی جذب نماید؟
در پاسخ به این سؤال نیز، ابتدا لازم به یادآوری است که مربی نباید افراد را به خودش جذب کند؛ بلکه او در این بین تنها به منزله پلی است که متربیان با پا گذاشتن و عبور از آن، به مسیر بندگی و عبودیت می‌‌رسند و به اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام وصل می‌‌شوند؛ بنابراین، مربی برای جذب، هرگز نباید به معرفی خود و صفات و فضایلش بپردازد؛ بلکه آنچه که در جریان اجرای فرآیند تربیتی صالحین، بیش از همه، متربیان را جذب خواهد کرد، در وهله نخست، تبعیّت و الگوبرداری دقیق فرد مربی از سیره عملی و رفتاری اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام و تقید واقعی او به رعایت موازین شرعی و دستورات دین مقدّس اسلام است.
به دیگر سخن، اسلامی بودن باید ملکه دائم زندگی مربی و سرگروه باشد، نه اینکه تنها با هدف جذب دیگران در گروه، عمل به دستوارات دین و موازین اخلاق را در معرض دید و مرئای مخاطبان قرار دهد.
علاوه بر این، نکته حائز اهمیت دیگری که در جریان صالحین، اثرگذاری فرآیند جذب را همواره دوچندان خواهد کرد، رعایت اصل اخلاص و رنگ‌آمیزی الهی به کلّ جریان کار و نیز خیر‌خواهی ناصحانه مربی در راه سعادت و هدایتانسان‌هاست.
بر این اساس و به جهت اهمیت موضوع، قبل از ورود به مبحث جذب، نمودار ذیل به عنوان نمودار «فرآیند جذب در صالحین؛ بایسته‌‌‌ها و نبایسته‌‌‌ها» تقدیم حضورتان می‌‌گردد.
بایسته‌‌‌های جذب در صالحین
برخی صاحبنظران امر معتقدند كه دوره دفاع مقدس، به سه دلیل، دوره تحولات عظیم اخلاقی و روحی و روانی در رزمندگان اسلام بود:
 اول: به دلیل پشت کردن آنها به دنیا و آماده شدن برای مرگ.
 دوم: به دلیل فضای معنوی حاکم بر جبهه‌‌‌های حق علیه باطل.
 و سوم: به دلیل وجود الگوهای رفتاری مناسب و افراد متخلق به اخلاق اسلامی در جبهه‌‌‌های نبرد.
در این‌باره حتماً شما هم شنیده‌اید که در زمان جنگ بچه‌‌‌های جبهه نوعاً به کسانی که فضیلت و تقوای بیشتری داشتند و به صبر و شکیبایی و نیز داشتن سعه صدر معروف بوده و در سختی‌‌‌ها و شداید، تکیه‌گاه سایر رزمندگان به شمار می‌‌آمدند، عناوین تکریم‌آمیز «حاجی» و «سید» را اطلاق می‌کردند، و نیز می‌‌دانید که نوعاً هیچ‌کدام از «حاجی‌‌‌ها و سید‌‌‌های دوران جنگ» به کسی پول نمی‌‌دادند، رزمنده‌‌‌های نوجوان را کوه و اردو نمی‌‌بردند و در گیرودار جنگ و جبهه و جهاد، خبری از جایزه و تشویق نبود، امّا در عین حال، رزمندگان جوان و نوجوان حاضر بودند در مواقع خطر، حتی پیش مرگ و فدایی حاجی‌‌‌ها و سیدهای گروهان و گردان خود شوند؛ شما به راستی فکر می‌کنید كه دلیل این امر چه بوده است؟
بدون شک، یکی از اصلی‌‌ترین دلایل این امر آن می‌‌باشد که رزمندگان جوان و نوجوان در جبهه‌‌‌ها از نزدیک؛ اخلاص، ایثار، فضیلت، جوانمردی و آزادگی هر که را معروف به «حاجی» و «سید» بود، می‌‌دیدند و با تمام وجود، بزرگواری و بزرگ‌منشی او را لمس می‌کردند و باور داشتند.
اما امروز ما چه کرده‌‌ایم؟!
چقدر از این «حاجی‌‌‌ها» و «سید‌‌‌های» دوران جنگ در مساجد امروز ما وجود دارند؟! چقدر همّت بالای شهید همّت را در جمع‌‌‌های خودمان تولید و تکثیر کرده‌‌ایم؟
راستی مگر نه این است که هر جا یک شهید باکری، یک شهید زین‌الدین، یک شهید کاوه و یا یک شهید خرازی و علم‌الهدی باشد، قطعاً در آنجا یک گردان جوان دلداده و عاشق آنها نیز وجود خواهد داشت.
پس بر این اساس و در این مجال، اوّلین بایسته‌‌‌های جذب را که در واقع همان اخلاص، ایثار، مجاهدت نستوه و معنویت حاکم بر گفتار و رفتار سردارادن جبهه و جنگ بوده است، به اختصار با یکدیگر مرور می‌کنیم.
به دیگر سخن آنکه، اگر جذب بر پایه شاکله شخصیتی درونی افراد و نیز سایر مؤلفه‌‌‌های الهام‌بخش اخلاقی ذاتی آنان، طراحی و پایه‌‌ریزی شود، حتماً به صورت نامرئی، ناخواسته، ناخودآگاه و بر اساس یک حسّ قریب درونی و یک کشش و جذبه معنوی عمیق، صورت خواهد پذیرفت. در این صورت دیگر برنامه‌‌ریزی برای جذب آن‌چنان‌که امروزه برخی از ما وَلَع و حرص بی‌حد نسبت به آن پیدا کرده‌‌ایم، دیگر ضرورت ندارد؛ زیرا در واقع، جذب عمیق، ریشه‌دار و مستحکم، با این توصیفاتی که گفتیم، بیش از همه مرهون اوّلین دیدارها و اوّلین برخوردهای مربی با متربی است، نه برنامه‌‌ریزی‌‌‌های از پیش طراحی شده، مدون و مکتوب.
در این‌باره متأسفانه امروزه، برخی از مربیان و سرگروه‌های صالحین به اشتباه گمان می‌‌کنند که برای جذب باید مثلاً دستورالعمل مدنی وجود داشته باشد، دفترچه راهنمای خاصی طراحی گردد و یا اساتید تربیتی برای این کار اوراد و اذکار معینی را به افراد بیاموزند تا بتوان دیگران را به خود جذب نمود. این در حالیست که در یک جذب اصیل و ریشه‌دار تربیتی دینی، اصلاً این‌گونه نیست و برخلاف این تصور نادرست و باطل، جذب در آغاز امری درونی، ناخودآگاه، غیر ارادی، الهام بخش، نامرئی و غیر مستقیم است.
البته لازم به ذکر است که حرکت بر مدار صحیح جذب، همان‌طور که قبلاً گفتیم همواره مستلزم رعایت دو شرط اصلی و اساسی است:
 اوّل آنکه در مجموعه، برنامه‌‌ریزی خاصی با هدف ایجاد جاذبه‌‌‌های غیر حقیقی، سطحی و کاذب صورت نپذیرفته باشد.
 و دوم آنکه ذائقه مخاطبان گروه، متأثر از فضای کاذب حاکم بر گروه، از گرایش به امور فطری و معنوی به امور غیر فطری و غیر معنوی تغییر جهت نداده باشد.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *