می‌خواهم عزیز باشم

می‌خواهم عزیز باشم

سعید اومد خونه و شروع کرد به گریه کردن، بعد یک دفعه قیچی با شانه آمد، ناخن چین و آقا صابون هم آمدند و آخرسر هم مسواک از راه رسید، همه با صدای گریه سعید جمع شدند، گفتند چرا گریه می کنی؟…

ادامه مطلب