کشتی نجات

کشتی نجات

شب آخر:
آن شب، شبی وصف‌نا پذیر بود. صدای مناجات از هر خیمه به گوش می‌رسید.
بیرون خیمه نشسته بودم وستاره‌های آسمان را نگاه می‌کردم. با اینکه شب آخر بود، اما همه خوشحال بودن، ناگهان دیدم کسی به طرفم می‌آید، جلوتر رفتم دیدم مولایم حسین (ع) است…

ادامه مطلب