امانتداری

امانتداری

عبدالرحمن می‌گوید: وقتی که پدرم مُرد، ما در مدینه چیزی نداشتیم، یکی از دوستان پدرم مقداری پول به من قرض داد. من تجارت کردم و از راه کسب، به تدریج توانستم قرضم را بدهم کم کم سرمایه‌ای بدست آوردم وتوانستم به مکه بروم…

ادامه مطلب