آداب رفتن به مسجد

آداب رفتن به مسجد

 آماده می‌شدیم تا به میهمانی برویم، مامانم لباس‌های علی، داداش کوچکم را تنش می‌‌کرد، داداشم علی پنج سال بیشتر نداشت. همان موقع بود که جیغ و داد علی بالا رفت، با تعجب گفتیم: چی شده؟! مامانم گفت: علی لجبازی می‌کند. او اصرار دارد که با همین لباس راحتی میهمانی بیاید! علی مامانم را کلافه کرده بود. مامانم بهش می‌گفت: آخه پسر جان ما باید موقع میهمانی رفتن، لباس‌های خوبمان را بپوشیم.

ادامه مطلب