من و مسجد

من و مسجد

امام خمینی (ره) در نجف بود. روزی برای اقامه نماز جماعت، به مسجد رفت، مردم دیدند که امام جلوی در مسجد ایستاده و وارد مسجد نمی شود. از امام پرسیدند: آقا چرا تشریف نمی آورید !؟ فرمود: کفشها را دم در مسجد در آوردید و جای نیست که پا بگذارم، اگر روی کفشای دیگران پا بگذارم شاید راضی نباشند، آن وقت حق الناس برگردنم می‌‌آید و مرتکب گناه می‌‌شوم. امام منتظر ماند تا کفشها را از دم در مسجد بردارند و راه را باز کنند. آن وقت داخل مسجد رفتند و نماز جماعت را اقامه کردند.

ادامه مطلب

هدیه خدا

هدیه خدا

داریم بر لب خود ، در هر کجا بسم الله / ما را بود نگهدار ، از هر بلا بسم الله
بچه‌ها سلام، میوه‌های دل بابا و مامان سلام، حال شما خوبه؟ خیلی خوبه؟ خدا را شکر که همه سرحال، شاداب
و با طراوت آماده هستید تا برنامه را شروع کنیم.

ادامه مطلب