داستان یک دوست

داستان یک دوست

برگها وگیاهان کربن هوا را می‌گیرد و اکسیژن می‌سازند.
قطرات باران هوا را صاف می‌کنند.
نهنگ‌ها ماهیان مرده دریاها را می‌بلعند تا آبها بدبو نشوند.
چشم‌های ما هر لحظه، از زاویه‌های مختلف عکس‌های متنوع و دقیق از همه چیز می‌گیرند.
اگرلب‌ها نبود قدرت حرف زدن نداشتیم.
اگراشک چشم شور نبود، چشم ما از بین می‌رفت.
اگرآب‌ها تلخ وشور بود درختان رشد نمی‌کردند.
اگر فاصله خورشید به ما نزدیک‌تر بود، ما صدمه می‌دیدیم.
اگرمهر پدر و مادر نبود و هزاران اگر دیگر. . . . آیا می‌توانستیم به زندگی ادامه دهیم؟
خود خدا فرموده: اگر نعمت‌های الهی را بشمارید، نمی‌توانید آنها را به حساب آورید.
بله اگر یک هزارم این نعمت‌ها را ازکسی دیگر دریافت می‌کردیم، همه عمر از او تشکر می کردیم.
پس در مقابل این نعمت‌ها، آیا جای تشکر از خدا نیست؟

ادامه مطلب